بهمن ۲۹

pnn-China_Iran-480x300

تایمز لندن زیر عنوان”فقط چین قدرت فلج کردن ایران را دارد – و غرب این را میداند” می نویسد هیلاری کلینتون از نخستین حضورش در مقام وزیرامورخارجه آمریکا دربرابر کمیته روابط خارجی سنای این کشور برای هشداری مجدد در مورد “تحریم هائی فلج کننده” علیه ایران استفاده کرد.

از آوریل گذشته که وی نخستین بار واژه “تحریم های فلج کننده” را مطرح ساخت این واژه به شاخصی معرف تهدید به اقدامی بین المللی علیه یک تهران متمرد مبدل شده است.

بنیامین نتانیاهو نخست وزیراسرائیل این واژه را این هفته هنگامی که به مسکو میرفت تا از روسیه خواستار حمایت از متوقف ساختن ایران در پیگیری مسیر مورد ظن تسلیحات اتمی شود تکرار کرد. آقای نتانیاهو گفت باید تحریم هائی فلج کننده در مورد ایران وضع شود، همانطور که کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا گفته است. ما به تحریم هائی فلج کننده احتیاج داریم.

اما چنین اقدامی ممکن است چیزی بیشتراز یک خیال آسان نباشد. اول از همه اتخاذ تصمیاتی شدید به سبب مخالفت مصمانه چین بعید بنظر میرسد. دوم اینکه احتمالا ثابت خواهد شد چنین اقدامی ثمر بخش نخواهد بود، وحتی می تواند به شروع جنگی منجر شود که هدف اجتناب از آن بوده است.

“فلج کننده” تعریفی دیگربرای منعی کامل علیه واردات فرآورده های نفتی ایران بخصوص بنزین است. جمهوری اسلامی دارای دومین ذخائر بزرگ شناخته شده نفتی است که قریب یازده درصد از کل ذخائر جهان را تشکیل میدهد. اما کمبود پالایشگاههایش به معنای نیاز به وارد کردن قریب چهل درصد از فرآورده های نفتی است. بسیاری درغرب این را نظیر پاشنه آشیل نقطه ضعف و آسیب پذیری تهران میدانند.

قوانین ویژه هدف گرفتن واردات بنزین ایران از تصویب هر دو مجلس کنگره آمریکا گذشته است، هرچند که این دومصوبه باید در کنفرانس مشترک مجلس نمایندگان و سنا تلفیق، و با تدوین متنی واحد برای امضای ریاست جمهوری به کاخ سفید فرستاده شود. فرانسه نیز احتمال تحریم های مرتبط با بخش انرژی را در سازمان ملل متحد مطرح ساخته است.

اما چین که قریب پانزده درصد از نفت مورد نیاز برای اقتصاد درحال رشد خود را از ایران وارد میکند تقریبا قطعی است که از قدرت وتوی خود درسازمان ملل متحد برای جلوگیری از اتخاد چنین تصمیماتی استفاده خواهد کرد.

رهبران اپوزیسیون در داخل ایران نیز علیه تحریم بنزین صحبت کرده اند و میگویند مردم ازچنین تحریمی صدمه می بینند نه خواص حاکم.

پس پشت سراین تلاش غرب برای تحریم هائی فلج کننده چیست؟ مسلما نخستین هدف اجتناب از جنگی ویرانگر است که می تواند از پیشدستی اسرائیل و یا آمریکا در حمله ای به مراکز اتمی ایران ناشی شود.

اما استراتژی غرب در عین حال چین را تنها کشوری می شناسد که ممکن است از قدرت وادار ساختن ایران به تغییر مسیر برخوردار باشد.

دیپلمات های درگیر در مذاکرات شش قدرت در مورد ایران اکنون تاکید را بر وحدت گذاشته اند که به معنای حفظ چین در کنار بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و آمریکا، ورای توافق برسر تصمیمات جدید وعملی این گروه است.

یک شرکت کننده در مذاکرات میگوید تجربه حاصل از سه دور تحریم های قبلی محدود سازمان ملل متحد نشان میدهد تهران فقط یکی دو هفته قبل از رای سازمان ملل متحد شروع به وحشت میکند و این موقعی است که مقامات ایران سرانجام درمی یابند چین با تصمیمات جدید همراه میشود و آنان باید وضعیت را برای رهبرارشد تشریح کنند.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid

بهمن ۲۹

سحام نیوز

سایت سحام نیوز، پایگاه اطلاع رسانی رسمی حزب اعتماد ملی، توسط گروهی که خود را ارتش آفتاب نامیده بود هک شد.

بر اساس خبری که بر روی این سایت قرار گرفته، سایت سحام نیوز در حال بازسازی میباشد.

لازم به توضیح است، بر اساس بررسی های به عمل آمده اطلاعات ورودی میزبان توسط شخص و یا گروه مورد نظر به سرقت رفته بود.

اختلال صورت گرفته طی چند ساعت آینده بر طرف خواهد شد.

دقایقی بعد از هک شدن سایت متاسفانه سایت سحام نیوز فیلتر شد!

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از فرزاد سلطانزاده نادری

بهمن ۲۹

n00062767-b

به نقل از گدیشته، «اروپا … یک شعر» عنوان یک نمایشگاه شعر است که در گالری «بورگر هاوس» برلین آلمان بر پا می‌شود. در این نمایشگاه که از ۴ جولای تا پایان آگوست ۲۰۱۰ (۱۴ تیر تا ۱۰ شهریور آینده) دایر خواهد بود، اشعار دست‌نویس و امضا شده برترین شاعران اروپا ار ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا به نمایش در می‌آیند. 

این اشعار به زبان انگلیسی همراه با ترجمه آلمانی همراه با عکس‌ها و جزییات زندگی‌نامه‌ای و آثار هر شاعر، در کنار ویدئوها و فایل‌های صوتی آنها ارایه می‌شوند.
 
برای حضور در این برنامه از شاعران بزرگ معاصر اروپا دعوت شده و تاکنون سر اندرو موشن ملک الشعرای پیشین بریتانیا، شیموس هنی شاعر ایرلندی برنده جایزه ادبی نوبل، ویسلاوا شیمبورسکا شاعر لهستانی برنده جایزه ادبی نوبل، آنا بالندیانا شاعر رومانیایی، الیسا بیاجینی شاعر ایتالیایی، اولی هایکنون شاعر فنلاندی، کوستاس کوتسورلیس شاعر یونانی، گوران سونوی شاعر سوییسی، کنوتس اسکوجنیکس شاعر لاتویایی، اوژنیوس آلیسانکا شاعر لیتوانیایی، یان کاپلینسکی شاعر استونیایی، میریام ون‌هه شاعر بلژیکی، پتر بورکوویچ شاعر چک، سوسا راکووسکی شاعر مجار، اولیوه فریگری شاعر مالتایی، باربارا کورون شاعر اسلوونیایی، خوان مارگاریت شاعر اسپانیایی، منو ویگمن شاعر هلندی، انیسه کولتس شاعر لوکزامبورگی، پیا تاف‌دروپ شاعر دانمارکی، نیکا مارانگو شاعر قبرسی، میرلا ایوانووا شاعر بلغاری، اندره ولتر شاعر فرانسوی ، ماریان هاتلا شاعر اسلوواکیایی، فریدریکه مایروکر شاعر اتریشی و آنا لوییسا آمارال شاعر پرتغالی در این نمایشگاه قطعی شده است. 

در این فهرست تنها نام شاعر آلمانی شرکت کننده روشن نیست که با معرفی شاعر منتخب از سوی کشور آلمان فهرست ۲۷ شاعر از ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا برای شرکت در این نمایشگاه تکمیل خواهد شد.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از فرزاد سلطانزاده نادری

بهمن ۲۹

احمدی نژاد در گفتگو با نصرالله

خبرگزاری حکومتی مهر: محمود احمدی نژاد در گفت و گوی تلفنی با دبیر کل حزب الله لبنان، آخرین وضعیت منطقه و لبنان را مورد بحث و تبادل نظر قرار دادند. رییس جمهور در این گفتگوی نلفنی با تاکید برضرورت حفظ آمادگی درمقابل تهدیدات احتمالی اسرائیل تصریح کرد: باید آمادگی درسطحی باشد که اگر بخواهند، مجددا اشتباه گذشته را تکرار کنند، کارشان یکسره شود و منطقه برای همیشه از شر آنها نجات پیدا کند و در این زمینه ملت ایران در کنار ملت های منطقه و لبنان قرار دارد.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از فرزاد سلطانزاده نادری

بهمن ۲۹

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از ساسان وطنخواه

بهمن ۲۹

n00062753-b

به نقل از خبرگزاری فرانسه، برخی از روشنفکران و منتقدان سینمایی فرانسه نسبت به ایفای نقش الکساندر دومای دورگه در فیلم «دومای دیگر» توسط ژرار دپاردیوی سفیدپوست، اعتراض کردند اما سازندگان فیلم چنین اعتراضی را بی‌معنا و بی‌اهمیت خواندند.

هفته گذشته سینماهای فرانسه میزبان فیلم تازه‌ای درباره زندگی الکساندر دومای پدر نویسنده مشهور ادبیات رومانتیک فرانسه و همکارش آگوست ماکه در قرن نوزدهم میلادی بودند. دوما با همکاری ماکه با ارائه اثر جاودان «کنت مونت کریستو» چون ویکتور هوگو از چهره‌های سرشناس ادبیات رومانتیک فرانسه به شمار می‌آید. در این فیلم ژرار دی‌پاردیو در نقش الکساندر دوما و بنویی پولورد در نقش آگوست ماکه ظاهر شده‌اند.

فرانک لو ویتا و مارک دو بایسر، تهیه‌کنندگان فیلم، درباره مناقشه رسانه‌ای اخیر می‌گویند: «مادربزرگ الکساندر دوما برده سیاهپوستی در هائیتی بود، اما الکساندر دوما از مجموع چهار رگ، سه رگ سفید دارد. هرچند چنین اظهارنظری به‌شدت مضحک به نظر می‌رسد چرا که سینما خوشبختانه مانند زندگی تنها به مسایل ژنتیکی محدود نمی‌شود». چنین مناقشه‌ای از نظر تهیه‌کنندگان فیلم کاملا بی‌معناست.

تهیه‌کنندگان فیلم در ادامه می‌گویند: «اگر تکثر و تنوع آرا، در مجموع باید مورد احترام قرار گیرد، نباید به گونه‌ای باشد که منجر به محدود کردن آزادی هنری شود. آزادی هنری بر اساس استعاره و تمثیل بنا شده و با انتخاب بازیگر شروع می‌شود».

«دومای دیگر» توسط سفی نبو هنرمند جوان فرانسوی، کارگردانی شده و از هفته گذشته که در سینماهای فرانسه بر پرده رفت، پذیرای انتقادهای فراوانی در روزنامه‌های فرانسه به علت انتخاب ژرار دی‌پاردیو بازیگر سرشناس فرانسوی در نقش الکساندر دوما بود.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از فرزاد سلطانزاده نادری

بهمن ۲۹

سایت«نواندیش» فیلتر شد

سایت خبری-تحیلی نواندیش از صبح پنج شنبه فیلتر شد.

فیلترینگ “نواندیش” در حالی صورت می گیرد که این سایت در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت کرده است و هیچگونه تذکر و اخطاری درخصوص رویه خبری خود دریافت نکرده است .

گفتنی است تاکنون هیچ دلیلی برای فیلترینگ “نواندیش” ارائه نشده و دست اندرکاران سایت ، پیگیر این موضوع هستند.

سایت نو اندیش از سایت های خبری با گرایش  مستقل واصلاح طلبانه بود که همچون سایر رسانه های این جریان تحمل نشد.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از فرزاد سلطانزاده نادری

بهمن ۲۹

سایت توکلی

سایت الف در مطلبی با عنوان “تصویری زشت از دولت فعلی ” نوشت:

آقای مهندس علی آبادی، دارای مدرک مهندسی راه و ساختمان است و قبل از شهردار شدن آقای دکتر احمدی نژاد مشغول فعالیت ساختمان سازی در بخش خصوصی بود. در زمان شهرداری آقای احمدی نژاد، ایشان در همین تخصص خود مشغول فعالیت های عمرانی شهرداری بودند. در دولت نهم ایشان رئیس سازمان ورزش شد و در دولت دهم بعنوان وزیر نیرو معرفی شد که رای اعتماد از مجلس نگرفت.

اخیراً ایشان به سمت قائم مقام وزیر جهاد کشاورزی (؟) و نیز مدیر عامل شیلات ایران ( ؟؟ ) منصوب شده اند که هردو مسئولیت جدید نه به تخصص ایشان ارتباطی دارد و نه به تجربه ایشان.

دوستی می گفت از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۴_ یعنی ۱۸ سال قبل از دولت نهم _ شرکت شیلات ایران فقط ۵ مدیر عامل بخود دید و در طول چهارسال و اندی در دولت نهم نیز ۵ مدیر عامل.

آمیخته شدن بی تخصص و بی تجربگی، با تعویض سریع مدیران و رقابت برخی نزدیکان رئیس  دولت برای رسیدن به مدیریت های خاص، تصویر زشتی از دولت فعلی در اذهان عمومی باقی می گذارد که مقصر آن، شخص آقای احمدی نژاد است که در این مورد توصیه رهبر انقلاب را نادیده گرفت و تذکرات خیرخواهانه را هم سهم خواهی تلقی کرد.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از کارگاه نمدمالی

بهمن ۲۹

آه ای دیار دور
ای سرزمین کودکی من
خورشید سرد مغرب بر من حرام باد
تا آفتاب توست در آفاق باورم

Naderpour

  

نادر نادرپور در تهران متولد شد. دبستان و دبیرستان را در تهران گذراند و برای تحصیل در رشته‌ی ادبیات فرانسه به دانشگاه سوربن در پاریس رفت. در بازگشت به تهران انتشار نامه‌های هنر و مردم (نقش و نگار) در وزارت فرهنگ و هنر را به عهده داشت. مدت شش سال هم سرپرست گروه «ادب امروز» در رادیو تلویزیون ملی ایران بود.

او در مرداد ۱۳۵۹ ایران را ترک کرد. ابتدا در پاریس اقامت کرد و سپس به آمریکا رفت؛ و در زمستان سال ۱۳۷۹ در این کشور از دنیا رفت.

نادرپور ۹ مجموعه از اشعار خودش را منتشر کرد. اشعار او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، روسی، آلمانی و ایتالیایی ترجمه و منتشر شده‌اند.

پوپک نادرپور دختر شاعر در برابر میکروفون زمانه از پدرش چنین می‌گوید:

خیلی خردسال بودم که به دلیل معاشرت‌های بسیار زیاد، متوجه شدم پدرم شخصیتی مورد توجه دارد. به دلیل این که هر محفلی که می‌رفتیم، همه دورمان را می‌گرفتند و به پدرم احترام می‌گذاشتند. شاید چهار یا پنج ساله بودم که فهمیدم او برای مردم ایران مطرح است.

آن موقع‌ها هیچ وقت برایتان از شعرهای خودش می‌خواند؟

خیلی زیاد. از همان سنین نوجوانی که من علاقه‌ام را به ادبیات نشان می‌دادم. من یکی از اولین کسانی بودم که او شعرهایی را که تازه سروده بود، برایش می‌خواند. حتی گاهی تا پای مشورت که به نظر تو این بهتر است یا آن!؟

من هم نظر خودم را می‌گفتم و او یا قبول می‌کرد یا نمی‌کرد. البته خیلی باعث افتخارم بود و خوشحال بودم که پدرم در مورد اشعارش از من نظرخواهی می‌کند.

images

برای خود شما به عنوان پوپک هم شعر گفته بود؟

بله؛ خیلی. شعر «زنبق» که فکر می‌کنم یک‌ماهه بودم، این شعر را برای من گفته بود و در دفترهای شعر او مجموعاً باید هشت تا ده شعری برای من باشد.

از شخصیت غیر ادبی‌اش هم چیزی یادتان هست که بگویید؟

از شخصیت غیر ادبی پدرم آن‌چه یادم هست این است که بسیار آدم صادقی بود. یعنی به هیچ وجه قادر نبود تظاهر کند و خودش را زیر هیچ گونه نقابی پنهان کند. احساسات و عواطفش بسیار مشخص بود. حتی نوعی رگه‌های کودکانه هم در شخصیتش بود که البته برای من بسیار مطبوع بود.

آخرین بار، ماه نوامبر سال ۹۹ که به آمریکا رفته بودم که او به فاصله‌ی تقریباً سه ماه بعد درگذشت، بعد از یک ماه اقامت، با شوهرم برای خداحافظی به منزلش رفته بودیمو طبق عادت ایران که همیشه برای خداحافظی و بدرقه تا دم در خانه می‌آمد، مثل قدیم‌ها که تا دم در حیاط برای بدرقه می‌رفتند، با آن‌که در یک آپارتمان زندگی می‌کرد، ولی پایین تا دم در آمد. من که نگاهش کردم، احساس کردم دیگر او را نخواهم دید؛ و همین طور هم شد.

امسال، امسال در سکوت خزانی
نغمه‌ی هیزم‌شکن به گوش نیامد
سایه‌ی تاریک او به بیشه نیفتاد
جاده نلرزید زیر هر قدم او

امسال، امسال در سکوت خزانی
نغمه‌ی هیزم‌شکن به گوش نیامد
سایه‌ی تاریک او به بیشه نیفتاد
جاده نلرزید زیر هر قدم او
دست دعاخوان من به سوی بهار است
پایم در گل نشسته تا سر زانو
بر سرم انبوه ابرهای مهاجر
بر جگرم داغ روشنایی خورشید
بر کمرم یادگار کهنه‌ی چاقو
در قفس سینه‌ی من است که هر شب
مرغی فریاد می‌کشد که تبر کو

محمد جلالی (م. سحر) نادر نادرپور را یکی از شاعران بزرگ معاصر ایران توصیف می‌کند که کار نیما را گسترش داد. او می‌گوید:

نادرپور یکی از پایه‌گذاران شعر مدرن است. یکی از بزر‌گ‌ترین شاگردان بلافصل نیما است که پس از نیما می‌آید و پیشنهاد نیمایی را در دو زمینه‌، یکی چهارپاره‌سرایی و دیگری در زمینه‌ی آن شکست طولی وزن و مصراع‌ها، با روش خودش، بسیار اندیشیده، بسیار آگاهانه و از یک طرف متکی به زبان شعر کلاسیک فارسی و از طرف دیگر با دید و نگاه بسیار گسترده و روشنی که از شعر جهان و شعر اروپا دارد، به جلو می‌برد.

او یک شعر پرتصویر و غنی دارد که پر از تابلوهای رنگین و فضاسازی‌های بسیار گوناگون است. ضمناً با پشتوانه‌ی فرهنگی غنی که دارد، چه از لحاظ اشارات و تلمیحاتی که به اسطوره‌های ایرانی و شعر فارسی می‌کند و چه یادآوری شعرای بزرگ مانند حافظ و سعدی که در شعرش هست.

همین یادآوری‌ها در میتولوژی و اسطوره‌های یونانی در شعرهای نادرپور دیده می‌شود. همین یادآوری‌ها از کتاب مقدس و اسطور‌های سامی در شعر او هست. خلاصه یک زمینه‌ فرهنگی بسیار وسیع و گسترده‌ای مضمون کار نادرپور را الهام می‌بخشد. از این جنبه‌ی غنای فرهنگی که در کارش است.

از نظر زبانی به دلیل تسلط فوق‌العاده‌اش به شعر کلاسیک، زبانی بسیار رسا و فصیح و روشنی دارد که به شعرهای کلاسیک با شاعران بزرگ کلاسیک سبک خراسانی پهلو می‌زند.

از وزن‌هایی بسیار نادر و کمیاب و مهجور در چهارپاره‌هایش استفاده می‌کند و استفاده از این وزن‌ها به موزیک و موسیقی شعرش غنای بسیار بالایی می‌دهد. شعری پرتپش، پرطنین و موزیکال است. همین موسیقی در کلمات هست.

وسواس هنری فراوانی نادرپور در گزینش کلمات و گزینش وزن دارد و از لحاظ مضمون هم خیلی قوی است. چون با شعر فرانسه و ایتالیا آشنا بوده و متأثر از شاعران سمبولیست فرانسه چون رمبو، ورلن و کسان دیگر است.

این است که هم تازگی دارد و هم این‌که یادآور شعر کلاسیک است؛ بدون این که به طور مستقیم ما با شعر کلاسیک روبه‌رو شویم.

به نظر من شاید بشود گفت او شاعر بزرگ نئوکلاسیک ایران است که کار نیما را گسترش داد و آرام و خیلی آگاهانه پیش برد. شعری که سبک نیمایی را از دل دوبیتی‌ها بیرون آورده است و بعد فضا و حال و هوای شعرهای نیمایی‌اش به فضا و حال و هوای غزل فارسی شبیه شده است.

nader-naderpour-4

و در پایان، پروان جمشیدی سرپرست کرسی زبان‌های خارجی از دانشگاه شهر دوشنبه می‌گوید نادر نادرپور از شاعران عزیز تاجیک‌هاست:

اصلاً نادر نادرپور یکی از عزیزترین شاعران تاجیک است. خوب می‌شناسند و دوستش می‌دارند و هر سال کتاب نادر نادرپور چاپ می‌شود.

در تاجیکستان اصلا نادر نادرپور را مثل شاعر خودی می‌شناسند و تمام کتاب‌هایی که چاپ شده‌اند، دست به دست خوانندگان می‌گردد. نادر نادرپور به تاجیکستان آمده بود و در سمپوزیوم بین‌المللی زبان فارسی و تاجیکی اشتراک کردند.

چند سال پیش؟

۱۵ سال پیش. سخنرانی کردند و درباره‌ی شعر نو صحبت کردند. تأثیر آقای نادر نادرپور بر شعر فارسی و شعر تاجیکی خیلی بزرگ است. شاعرانی چون لایق شرلی، بازار صابر، مؤمن قناعت و شاعرانی دیگر نیز از پس او شعر نو گفتند.

در واقع الهام گرفتند!

بله. نادر نادرپور از زمره شاعرانی است که فکر نمی‌کنم قرن بیستم شاعر دیگری مثل نادر نادرپور داشته باشد و به این عزیزی و دوست‌داشتنی باشد. در تاجیکستان در هر مدرسه و دانشگاه شعرهای نادر نادرپور درس داده می‌شود و تأثیر شعر نادر نادرپور و همین طور شخصیت و خلاقیت او در تاجیکستان خیلی معروف است.

شعری است در دلم
شعری که لفظ نیست
هوس نیست
ناله نیست
شعری که آتش است
شعری که می‌گدازد و می‌سوزد و مدام
شعری که کینه است
خروش است و انتقام
شعری که آشنا ننماید به هیچ گوش
شعری که بستگی نپذیرد به هیچ گام
شعری است در دلم
شعری که دوست دارم و نتوانمش سرود
می‌خواهمش سرود و نمی‌خواهمش سرو
د

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid

بهمن ۲۹

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid

بهمن ۲۹

دکور جلسه مطبوعاتی محمود احمدی نژاد

دامنه اعتراض ها به تغییر رنگ سبز پرچم ایران در دکور چند مراسم رسمی رئیس جمهوری این کشور، به اعتراض یک نماینده مجلس این کشور کشیده شد. حسین سبحانی، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران در گفت و گو با خبرگزاری مهر ضمن اشاره به “مثبت بودن حساسیت” رسانه ها، تاکید کرد که رنگ های پرچم ایران تغییر ناپذیر است. در دکور جلسه مطبوعاتی محمود احمدی نژاد، که روز سه شنبه ۲۷بهمن (۱۶ فوریه) در تهران و در مقابل دوربین رسانه ها، رنگ سبز پرچم ایران به شکل نوار باریکی درفضای آبی رنگ زمینه محو شده بود بود. این مساله که دو بار پیش از این هم در مراسم معارفه مدیرعامل جدید ایرنا و حضور رئیس جمهوری درجمع اعضای ستاد برگزاری سالگرد انقلاب این کشور اتفاق افتاده بود، با واکنش های بسیاری روبه رو شد. آقای سبحانی امکان عمدی بودن این تغییر رنگ را بعید دانست اما به محمود احمدی نژاد توصیه کرد که به دستگاه های مسئول برگزاری مراسم نشست خبری اخیردراین باره تذکر دهد. او دراین باره گفت: “اگر افرادی هستند که پشت صحنه قصدی دارند بدانند که مردم و مسئولان و رسانه ها نسبت به این مسائل حساس هستند.” حسین سبحانی پرچم سه رنگ ایران را سمبل این کشور در سطح بین المللی دانسته و گفت که این پرچم نباید “دستخوش برخی ذهنیت های خراب” که ممکن است در برخی سطوح وجود داشته باشد شود. او گفت که این رنگ مربوط به امروز و دیروز نیست که ربطی به مسائل سیاسی روز داشته باشد. رنگ سبز، که زمان انتخابات ریاست جمهوری از سوی ستاد تبلیغات میرحسین موسوی به عنوان رنگ نماد طرفداران او انتخاب شده بود، در جریان حوادث پس از انتخابات هم به نماد اصلی جنبش اعتراضی تبدیل شد.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid

بهمن ۲۹

نادر نادرپور

ده سال از مرگ نادر نادرپور شاعر نامدار معاصر ایران می‌گذرد و جای خالی او همچنان خالی مانده است. او جدا از ارزش‌هایی که در زبان و بیان و تخیل و اندیشه خود داشت، سکاندار سلامت و اعتدال در پهنه بی در و پیکر شعر نو بود که تمایل به آشفتگی در آن کم نیست.

 
نیما یوشیج، نظریه پرداز شعر نو، زمانی گفته بود که او به رودخانه‌ای می‌مانست که هر یک از پیروان، به قدر وسعش از آن آب برداشته است. اگر چنین باشد، زلال‌ترین سهمیه این رودخانه، از آن شاعران وابسته به مکتب سخن شد که نادرپور از برجستگان آن به شمار می‌رفت.

اینان اندیشه و نظریه نوآوری را از نیما گرفتند و آن را به ذوق و سلیقه خود و مستقل از او پیاده کردند و یکی از پر جاذبه‌ترین و فراگیرترین شاخه‌های نوآورانه شعر را به وجود آوردند. شاخه‌ای که هنوز پس از شصت، هفتاد سال، سر زنده مانده و توجه شاعران دو نسل بعد را نیز به سوی خود جلب کرده است.

شاعران مکتب سخن تا آن جا در نوآوری پیش می‌رفتند که جوهر اصلی شعر، تغزل و تخیل، آسیب نبیند.

نادرپور به ویژه در این کار مراقبتی وسواسی از خود نشان می‌داد. به باور او، تخیل است که تصویر می‌سازد و بعد به یاری تغزل شکل مناسب بیان خود را پیدا می‌کند. از همین روست که تصویر و زبان دو عامل اصلی در شعر نادر به شمار می‌آید. او بر زبان چیرگی دارد و با بهره‌گیری از آن به شیواترین وجه ممکن تخیلات خود را به تصویر می‌کشد.

نکته شایان توجه در تصویرپردازی‌های نادر این است که در ورطه بی محتوای فرمالیسم در نمی‌غلطد. او از تصویر تا حد ایجاد تفاهم با مخاطبان بهره می‌گیرد.

خورشید، پشت پنجره من/ چه سیاه ابری بر سر کشیده بود/

در زیر سیل باران، خاموش می‌گریست…..( در کنار پنجره)

دهان پنجره از مژده سحر پر بود/ سپیده از رحم تنگ تیرگی می‌زاد/

من از غروب به سوی سپیده می‌راندم/ و با صدای خروسان نماز می‌خواندم/

(نقاب و نماز)

نبرد سنت و تجدد

روشن است شاعری چنین مجذوب” تغزل” حاضر نبود خود را تا حد گزارشگر رویدادهای سیاسی روز تنزل دهد. به نظر او، این کار” با رسالت شعر که در هم شکستن دیوارهای زمان و دست یافتن به جاودانگی است، مغایرت دارد…. شاعر می‌تواند چنان با دیگران درآمیزد… که چون از خویش می‌گوید، پنداری که از آنان گفته است…”

شاعران دوره تعهد، نادر را به باد انتقاد می‌گرفتند که همه‌اش به “حدیث نفس” می‌پردازد و به جهان دور و بر خود توجه ندارد. و او در پاسخ می‌گفت که حدیث نفس‌های او چه بسا حسب حال جمع، هم باشد! از آن گذشته تعهد یک ” امر درونی” است که از تاثیر مشاهدات بیرونی شاعر بر نهانی‌ترین لایه‌های عاطفی او پدپد می‌آید. ” تعهدی که یک شبه سر بر آورد… جز فریبی بیش نیست.”

با این همه در میان انبوه شعرهای به اصطلاح حدیث نفسی نادر- اگر راه را بر تفسیر و تاویل نبندیم- اشاره‌های ” متعهدانه” کم نیست. ” حماسه‌ای که در غروب می‌شکفد”/ سپیداران خاک آلودی که پای در جوی می‌شویند، تا خورشید بر ساق‌های مرمر فام‌شان بوسه زند و ” پیام بهار نزدیک” را برساند/ و یا مرغ کوری که در جنگل تیرگی‌ها، پس از گذر از “شب‌های توفانی” به “سرمه خورشید” بینا می‌شود.

و اما “آن زلزله‌ای که خانه را لرزاند” همه چیز را دگرگون کرد. زلال عاشقانه‌های شاعر ما نیز در هاله‌ای از خشم و سرخوردگی جای گرفت و به سوی تعهدی راستین سوق داده شد.

دیگر تحمیلی از بیرون در کار نبود. زلزله آن چنان لرزانده بود که فاجعه درونی شده بود! هوشمندی‌های دقیق نادر از همان ” نخستین قدم‌ها” خطر را دریافت کرده و از ” ناهشیاری بر افروختگان” انقلابی هراسیده بود. حس می‌کرد که به موازات پیکار آشکار سیاسی، در نهان نبردی فرهنگی نیز آغاز شده است.

نبردی میان سنت و تجدد. تجددی که تازه داشت در ایران جا و مقامی برای خود پیدا می‌کرد. او با حیرت می‌دید که ” متعهدان” پیشین آن چنان مجذوب واپسگرائی شده‌اند که راه و رسم همه آزادگان ایران را از فردوسی و خیام و حافظ تا ایرج و دهخدا و هدایت از یاد برده‌اند و در برابر آن چه روی می‌داد، خاموش مانده‌اند.

ایران دیگر برای او جای ماندن نبود. باید می‌گریخت. گریزی که البته آن هم آسان نبود و درون او را زیر و رو می‌کرد:

اگر بمانم کجا بمانم/ اگر گریزم کجا گریزم؟/

در مهاجرت

نخستین اقامتگاه نادرپور در مهاجرت ناخواسته، پاریس بود که پیش‌تر، در دوره جوانی در آن زیسته و با زبان و فرهنگ آن آشنا شده بود. ولی این بار جاذبه‌های “زیر آسمان باختر” با جان او بیگانه بود. غم غربت هر کجای عالم که می‌خواهد باشد، همه رنگ‌ها و صداها را به خود می‌آلاید.

این جا، غروب رنگ جنون دارد/ باران صدای گریه تنهائی است/

چشم ستارگان همه نابیناست/ این جا در این دیار/ شب در دل من است/

این جا چو من غریب غمینی نیست/ در وهم شب، چراغ یقینی نیست…./

( در زیر آسمان باختر)

شعرهای پاریسی نادرپور، سرشار از حیرت و خشم و دلتنگی است. برایش باور کردنی نبود که همه ما مجذوبانه “نوشیدیم و رقصیدیم” و ” در خانه‌ خو آتش افکندیم و خندیدیم”.

گویی “در ظلمت اندیشه‌‌های خویش گم بودیم”. ولی اندیشه به وطنی که این همه خشم و دلتنگی را در او پدید آورده بود، نقش پادزهر التیام دهنده‌ای را نیز ایفا می‌کرد. روز و شب در فکر ” ملک بی غروب” خویشتن بود و این آرزو با جانش در آمیخته که روزی “آفتاب” وطن را دوباره ببیند.

دستاورد برجسته نادر در مهاجرت اول “خون و خاکستر” نام دارد که گزارشی است اندوهناک و شاعرانه از زلزله‌ای که خانه را لرزاند و “خاکستر صبح را پر از خون کرد”:

او راه وصال عاشقان را بست/ فانوس خیال شاعران را کشت/

رگ‌های صدای ساز را بگسست/ پیشانی جام را به خون آغشت../

در همین خون و خاکستر است که نادر باخشمی کمیاب بر زندگی غریبانه خود می‌تازد:

این جاست که من جبین پیری را/ در آینه پیاله می‌بینم/

اوراق کتاب سرگذشتم را/ در ظرف پر از زباله می‌بینم/

خود را به گناه کشتن ایام/ جلاد هزار ساله می‌بینم…./

ولی خشم و خروش که فرو می‌نشیند، می‌بیند که ” سودی ندهد ستیزه با تقدیر”،

من خانه خود به غیر نسپردم/ تقدیر مرا ز خانه بیرون کرد/

(خون و خاکستر)

به سوی فنا

نادرپور، پس از شش سال اقامت در پاریس، در بهار سال ۱۳۶۵ در مهاجرتی دوباره رهسپار لس آنجلس شد و این جابجایی، احساس تعهد را در او تقویت کرد. علاوه بر این که شعر خود را یک سره در خدمت مبارزه قرار داد، به کارهای فرهنگی دیگری نیز پرداخت. در کلاس و انجمن و دانشگاه و روزنامه و رادیو و تلویزیون، می‌گفت و می‌نوشت و می‌خواند و بحث می‌کرد. با این همه یاد وطن ، در خلوت،جانش را می‌گداخت:

من از نسیم سرد خزان، بوی خاک را/ هم چون شراب تلخ/

هر دم به یاد خانه ویران مادری/ می‌نوشم و گریستن آغاز می‌کنم/

(شب آمریکایی)

لس آنجلس برای او “جهنمی به زیبائی بهشت” بود. در این ” شهر خفتگان” خود را ” تنهاترین صدای جهان” می‌پنداشت که “از هیچ سو به هیچ صدائی نمی‌رسد”. ولی این تنهاترین صدا، به تکرار در خیال پرسشی از ” دیو سپید پای در بند” داشت:

آیا من از دریچه این غربت شگفت/ بار دگر بر آمدن آفتاب را/

بر گرده فراخ تو خواهم دید؟/ آیا ترا دوباره توانم دید؟/

(خطبه زمستانی)

اما پیش از آن که پاسخی برسد، زمان دامان او را گرفت و به سرزمین خاطره‌ها برد.

آری در این دیار/ با غربتی به وسعت اندوه و انتظار/

ما با زمان به سوی فنا کوچ می‌کنیم/ بی هیچ اشتیاق/ بی هیچ یادگار../  (زمین و زمان)

ولی چنین نیسنت. انبوه شعرهای دل انگیزی که از نادرپور به یادگار مانده، راه او را به سوی فنا می‌بندد

محمود خوشنام    منتقد هنری

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid

بهمن ۲۹

صادق هدایت

بیست و هشتم بهمن برابر با زادروز صادق هدایت نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است. هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و یک روشنفکر برجسته بود. برترین اثر وی رمان بوف کور است که آن را مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند. صادق هدایت در ۲۸ بهمن سال ۱۲۸۱ در تهران در خانواده‌ای اصل‌ونسب‌دار و متشخص متولد شد. پدرش هدایت‌قلی‌خان (اعتضاد الملک) و مادرش نیرالملوک (نوه‌ی مخبر السلطنه هدایت) نوه عموی اعتضاد الملک بود. صادق کوچک‌ترین فرزند خانواده بود و دو برادر و سه خواهر بزرگ‌تر از خود داشت. صادق هدایت تحصیلات ابتدایی را در مدرسه علمیه تهران گذارند. در سال ۱۹۱۴ به دارالفنون رفت ولی در سال ۱۹۱۶ به خاطر بیماری چشم‌درد مدرسه را ترک کرد و در ۱۹۱۷ در مدرسه سن‌لویی که مدرسه فرانسوی‌ها بود، به تحصیل پرداخت. به گفته‌ی خود هدایت اولین آشنایی‌اش با ادبیات جهانی در این مدرسه بود و به کشیش آن مدرسه درس فارسی می‌داد و کشیش هم او را با ادبیات جهانی آشنا می‌کرد. در همین مدرسه صادق به علوم خفیه و متافیزیک علاقه پیدا کرد. این علاقه بعدها هم ادامه پیدا کرد و هدایت نوشتارهایی در این مورد انتشار داد. صادق هدایت در جوانی گیاه‌خوار شد و کتابی بانام «انسان وحیوان » در فواید گیاه‌خواری نیز نوشت. او تا پایان عمر گیاه‌خوار باقی‌ماند. بزرگ علوی در این باره می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.» هدایت در ۱۹۲۵ تحصیلات متوسطه را به پایان رساند و با اولین گروه دانش‌آموزان اعزامی به خارج راهی بلژیک شد و در رشته‌ی مهندسی به تحصیل پرداخت. در همین سال مقاله‌ی «مرگ در گان» را در روزنامه ایرانشهر که در آلمان منتشر می‌شد به چاپ رساند و مقاله‌ای به فرانسوی به نام «جادوگری در ایران» در نشریه « له‌ویل دلیس» نوشت. او از وضع تحصیل و رشته‌اش در بلژیک راضی نبود و مترصد بود که خود را به فرانسه و در آن‌جا به پاریس که آن زمان مرکز تمدن غرب بود برساند. سر انجام در ۱۹۲۷ پس از تغییر رشته و دوندگی فراوان به پاریس منتقل شد.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid

بهمن ۲۹

هم اکنون یک عضو گریخته از بسیج در مصاحبه ی اختصاصی با خبرنگار سیاسی شبکه ی چهار انگلیس لیندزی هیلسم از جنایت های وحشتناکی علیه بسیجی هایی که نمی خواهند با نیروهای امنیتی دولتی همکاری کنند پرده بر می دارد: اجرای اعدام های ساختگی، آزار جنسی و شکنجه برخی از آنان است. چند بار در طول مصاحبه که هم  اکنون بخشی از آن از شبکه ی چهار پخش شد بسیجی گریخته که به صورت مستعار علی خوانده می شد و صورتش پوشیده بود از ناراحتی گریه می کرد. این پست با جزییات بیشتر بروز خواهد شد. اصل خبر را در اینجا  بخوانید و ببینید. در بخشی از این مصاحبه می آید.  آن ها گفتند که می خواهند من را اعدام کنند. طناب را آورده بودند و همه چیز آماده بود , من فکر کردم که دیگه باید با این دنیا خداحافظی کنم. فکر کردم دارم قش می کنم. اما وقتی آن ها میز را کنار بردند طناب دار به چیزی وصل نبود. من  بی هوش شدم. وقتی به هوش آمدم سراپایم خیس بود. روی من آب پاشیده بودند. من بالا آوردم. آن وقت برگه ی اعتراف را برایم آوردند و من هم آن را امضا کردم. و اینجا خبرنگار می گوید که همین امروزمحمد جواد لاریجانی گفت که شکنجه بر اساس قانون جاری و قانون اساسی در ایران ممنوع است و کارنامه حقوق بشر ما خوب است! و البته دردناکترین بخش جایی است که خبرنگار می گوید. علی بیشترین ناراحتی را زمانی نشان داد که از هم بندی اش سخن می گفت. آن هم بندی یک معترض سبز نبود بلکه یک بسیجی ناراضی دیگر بود و وقتی با فریاد اعتراض کرد یکی از نگهبانان آمد و به او هشدار داد که اگر ادامه بدهد عاقبت خوبی نخواهد داشت بعد او را مورد ضرب قرار داد و از صورت او خون می آمد و … نیروی امنیتی با باتومی که در دست داشت به او تجاوز کرد. یک نیرو بیرون سلول بود و یکی هم درون سلول. منم می خواستم داد بزنم و اعتراض کنم و به او کمک کنم اما نتونستم و برای همین از خودم شرمنده ام. در برابر خدا شرمنده ام. از جوانی ام شرمنده ام، از دوستانم شرمنده ام. از مردم شرمنده ام. من احساس درد وحشتاکی دارم که بهترین سال های عمرم را ناآگاه بودم و آن ها از من ا ستفاده کردند. من ابزار آن ها شده بودم که به اهدافشان برسند و من ناخواسته شریک طرح هایشان شده بودم. بی خبرانه اسباب دست آن ها شده بودم. شعارشان این بود که ما نیروی مردمی هستیم و ما باید کارها را به دست بگیریم. نمی دانستیم که چه بلایی سر ما داشتند می آوردند. این بسیجی سابق هم اکنون در بریتانیا به سر می برد و تقاضای پناهندگی کرده است.

GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid

بهمن ۲۹

آمریکا، روسیه و فرانسه در نامه ای مشترک ضمن ابراز نگرانی از تلاش ایران برای غنی سازی اورانیوم با خلوص ۲۰ درصد، این اقدام را سوال برانگیز دانسته اند. به گزارش بی بی سی، این سه کشور در نامه محرمانه ای که روز سه شنبه به وسیله خبرگزاری آسوشیتدپرس منتشر شد، به طور هماهنگ خواستار توقف غنی سازی اورانیوم ۲۰ درصدی به وسیله ایران شده اند. همزمان، کاخ سفید بر امکان به کارگیری همه گزینه ها برای ممانعت از دستیابی ایران به تسلیحات اتمی تاکید کرده است. هیلاری کلینتون هم درباره راه افتادن مسابقه هسته ای در منطقه خلیج فارس هشدار داده است. آژانس بین المللی انرژی اتمی در طرحی که اعضای گروه ۱+۵ از آن حمایت کرده اند، به ایران پیشنهاد کرده است که برای اعتمادسازی بیشتر، ۷۵ درصد اورانیوم غنی شده با خلوص پایین خود را با سوخت هسته ای مورد نیاز راکتور تحقیقاتی تهران مبادله کند. نامه سفرای آمریکا، روسیه و فرانسه خطاب به یوکیا آمانو، هدف ایران از تولید اورانیوم غنی شده با غلظت ۲۰ درصد را زیر سوال برده است.  این نامه می نویسد: “اگر ایران در جهت افزایش تنش ها حرکت کند، نگرانی های جدیدی را درباره نیات خود به وجود خواهد آورد زیرا ایران نمی تواند سوخت مورد نیاز (راکتور تحقیقاتی تهران) را به موقع تولید کند.”  تحلیلگران می گویند این نامه از آن جهت اهمیت دارد که به صورت مشترک به وسیله روسیه و آمریکا امضا شده است. روسیه معمولا با مواضع آمریکا و سایر کشورهای غربی عضو گروه ۱+۵ همراه نیست ولی به تازگی مواضع نزدیک تری را به غرب اتخاذ کرده است. این در حالی است که چین که یکی دیگر از اعضای این گروه است با افزایش تحریم های ایران مخالف است.  رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید روز سه شنبه موضع ایران در رابطه با افزایش خلوص اورانیوم غنی شده در این کشور را بیانگر این دانست که هدف از این کار، با آن چه به جهان اعلام کرده متفاوت است.  آقای گیبز گفت دولت ایران همه تمهیدات دولت باراک اوباما برای کاستن تنش های هسته ای را رد کرده و این موضوع سوال برانگیز است. به گفته آقای گیبز این موضوع نشان می دهد هدف برنامه اتمی ایران با آن چه دولت این کشور اعلام کرده، متفاوت است. آمریکا و دولت های غربی ایران را به تلاش برای به دست آوردن سلاح های هسته ای متهم می کنند ولی این کشور با رد این موضوع می گوید برای ادامه روند تولید دارو به وسیله راکتور تحقیقاتی تهران به اورانیوم ۲۰ درصدی نیاز دارد. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا هم در پایان سفر خاورمیانه ای خود بار دیگر درباره ماهیت برنامه اتمی ایران هشدار داده است. خانم کلینتون که در جمع دانشجویان یک دانشگاه در عربستان سعودی صحبت می کرد هشدار داد دستیابی ایران به تسلیحات اتمی باعث راه افتادن مسابقه هسته ای در منطقه خواهد شد. به گفته خانم کلینتون مجموعه ای از اقدام های هسته ای ایران از جمله افشای ساخت دومین تاسیسات غنی سازی این کشور در نزدیکی قم نشان می دهد ماهیت برنامه هسته ای این کشور با آن چه مقام های آن می گویند متفاوت است. به گفته او شواهد ارائه شده به وسیله ایران، گفته های این کشور درباره صلح آمیز بودن برنامه اتمی این کشور را تایید نمی کند.

 
GD Star Rating
loading...
GD Star Rating
loading...
نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از Masoud Noori Javid