ابراهیم حمیدی، رئیس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان، گفت که عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله که خبر بازداشت او روز گذشته توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی انتشار یافت، در آینده در یک دادگاه علنی در استان سیستان و بلوچستان محاکمه خواهد شد.
همزمان، خبرگزاری فارس به نقل از علیرضا آوایی، رئیس کل دادگستری استان تهران، گزارش کرده است که با توجه به محتوای پرونده عبدالمالک ریگی، درخواست احاله این پرونده به دادگستری تهران “به صورت صد در صد منتفی نیست.”
به گفته آقای آوایی، معمولا رسیدگی به پرونده متهمان در محل ارتکاب جرم مورد اتهام صورت می گیرد مگر اینکه موجبات قانونی برای انتقال پرونده به محل دیگری وجود داشته باشد.
رئیس دادگستری تهران گفته است که اگر تهران محل ارتکاب بعضی جرایم عبدالمالک ریگی از نظر سازماندهی و اقدامات مربوط به آن بوده باشد، ممکن است رسیدگی به پرونده در تهران صورت گیرد.
جنایتی دیگر در زندانهای رژیم ولایت فقیه : مصطفی میرابراهیمی ۲۲ ساله از دستگیر شدگان قیام در زیر شکنجه به شهادت رسید بنا به گزارشات رسیده، مصطفی میر ابراهیمی پس از تحمل شش ماه رنج و فشار در زندان در زیر شکنجه جلادان خامنه ای به شهادت رسید. وی متولد سوم اسفند۶۶ در تهران بود . مصطفی شش ماه پیش بر سر مزار “ندا” توسط مأموران سپاه دستگیر و به محل نامعلومی برده شد. دوستانش که همراه وی بودند خبر دستگیری او را به خانواده اش می دهند، اما طی شش ماه تلاش و جستجو جلادان رژیم هیچ اطلاعی از وی به خانواده اش ندادند. نام وی در هیچ زندان و بازداشتگاه رسمی ثبت نشده بود. تا این که پس از شش ماه، چند روز پیش از طرف پزشکی قانونی جهت تشخیص چهره، پدرش را فرا می خوانند. پدر مصطفی فرزندش را می شناسد اما جلادان خامنه ای دژخیم پیکر او را تحویل پدر و خانواده اش نمی دهند. ماموران رژیم هیچ خبری در مورد شهادت وی و محل آن به خانواده نداده و گفته اند که خودشان تدفین را انجام داده و پس از آن تنها نشانی محل دفن را خواهند گفت.
ای میل رسیده از ایران: چهارشنبه سوری امسال روز قیام جنبش سبزاست لطفا از عزیزان خارج کشور خواهش می کنیم مردم را به تظاهرات مسالمت آمیز دعوت نکنید شمع سبز واز این حرفای مسخره… کشته ندادیم که سازش کنیم رهبر قاتل رو ستایش کنیم… چون در این روز تمام خیابان ها ایران در دست مردم است هشدار می دهیم مسالمت آمیز برخورد نمی کنیم.
تلویزیون رژیم: رییس جمهور فردا در صدر هیاتی بلند پایه سیاسی ،اقتصادی برای سفر دو روزه به سوریه سفر می کند.
به گزارش واحد مرکزی خبر از دمشق، آقای محمود احمدی نژاد را در این سفر منوچهر متکی وزیر امور خارجه ،علی نیک زاد وزیر مسکن و شهرسازی و رئیس کمیسیون همکاریهای مشترک ایران و سوریه، مجتبی ثمره هاشمی دستیار ارشد ،اسفندیاررحیم مشائی مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور و دو تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی همراهی می کنند.
رئیس جمهور در این سفر و در دیداربا رئیس جمهور سوریه درباره مسائل و تحولات منطقه ای و بین المللی و همچنین روابط دو کشور بحث و تبادل نظر می کند.
امضای یک توافق نامه در خصوص مسائل کنسولی ،مصاحبه مطبوعاتی مشترک با بشار اسد، شرکت در جشن میلاد پیامبر(ص) به همراه رئیس جمهور سوریه و دیدار با سران گروههای فلسطینی از جمله برنامه های آقای احمدی نژاد در سفر به سوریه است.
سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه «روز بین المللی نوروز» ؛ عید نوروز را به عنوان مناسبت بین المللی به رسمیت شناخت.
به گزارش واحد مر کزی خبر ، در بند نخست و دوم این قطعنامه که دیروز سه شنبه تصویب شد ، ضمن تاکید بر شناسایی اول فروردین ( ۲۱ مارس ) به عنوان روز بین المللی نوروز ، از کشورهایی که برای حفظ و توسعه فرهنگ و سنت های نوروزی تلاش می کنند استقبال شده است. قطعنامه نوروز به ابتکار نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد و با همکاری جمهوری آذربایجان ، افغانستان ، تاجیکستان ، ترکیه ، ترکمنستان ، قزاقستان و قرقیزستان اماده و به مجمع عمومی سازمان ملل ارایه شده بود.
میرحسین موسوی برای دوره بعدی انتخابات ریاست جمهوری ایران داوطلب شود، صلاحیت او تأیید نخواهد شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، آقای یزدی روز سه شنبه ۹ تیر (۳۰ ژوئن) در یک کنفرانس خبری گفته است: “اگر من و امثال من در شورای نگهبان حضور داشته باشیم، صلاحیت آقای موسوی را دیگر تأیید نخواهیم کرد، شاید مردم و دوستان ایشان هم دیگر او را تأیید نکنند”.
آقای یزدی که ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را نیز به عهده دارد، پیش از انتخابات از نامزدی محمود احمدی نژاد حمایت کرده بود.
اکنون او به خبرنگاران گفته است: “شهادت می دهم این انتخابات یکی از پاک ترین و سالم ترین انتخابات کشور بوده است و حوادث و اشتباهات جزئی که وجود داشته به هیچ وجه کل انتخابات را مورد تأثیر قرار نمی دهد”.
به گفته آقای یزدی در بازشماری آرای ۱۰ درصد صندوق ها توسط شورای نگهبان “تفاوتی محسوس” دیده نشده است به طوری که بتواند “تأثیری در پر کردن فاصله ۱۱ میلیونی آرا” داشته باشد.
او در مورد درخواست ابطال انتخابات که توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی صورت گرفته بود گفت: “ادعای ابطال انتخابات ادعایی لغو است و حتی دوستان خود آقای موسوی نیز لغو بودن این ادعا را تأیید می کنند و حتی مراجع عظام تقلید از جمله آیت الله مکارم شیرازی نیز گفته اند که ابطال انتخابات امکان پذیر و معقول نیست”.
نامزدهای معترض به نتایج اعلام شده انتخابات در ایران می گفتند به آرای موجود در صندوق های رأی اعتماد ندارند و انتخابات باید ابطال شود یا دست کم آرای موجود در صندوق ها از جهت مشابهت دستخط و انطباق به ته برگ مورد بررسی قرار گیرد.
امیدوار رضایی، نماینده مجلس و برادر محسن رضایی در گفتگو با روزنامه خبر، چاپ تهران، گفته بود در بازشماری محدود آرای آقای رضایی که در استان کرمانشاه انجام شد، مشخص شده است که بین ۷۰ تا ۸۰ درصد آرای بعضی صندوق ها “با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق ها ریخته شده است”.
شورای نگهبان حاضر به بررسی این نوع شکایات نشد و پس از بازشماری آرای موجود در ۱۰ درصد از صندوق های رأی صحت انتخابات را تأیید کرد.
اکنون آقای یزدی می گوید: “امیدواریم ضربه هایی که در اثر شرایط اخیر به حیثیت بین المللی نظام وارد شد، هر چه زودتر جبران شود”.
خبرگزاری مهر: طوفان برخی از شهرهای مازندران را درنوردید. سرعت باد در رامسر و بندر امیرآباد بهشهر به ۹۰ کیلومتر در ساعت رسیده است.
سرعت باد در گلوگاه، کیاسر و دشت ناز ساری ۷۲ کیلومتر، قائمشهر ۶۱ کیلومتر، کجور و آلاشت ۶۵ کیلومتر، نوشهر ۵۸ کیلومتر و بابلسر ۵۴ کیلومتر طی این مدت گزارش شده است.
باتوجه به نفوذ سامانه ناپایدار نسبتاً فعال و شکلگیری جریانات سرد و مرطوب شمالی طی این مدت بر روی سواحل جنوبی دریای خزر، شاهد افزایش ابر، وزش باد شدید، بارندگی، رعد و برق، کاهش محسوس دما، مواج شدن دریا و بارش برف در ارتفاعات استان بودیم.
در شهرهای آلاشت ۲۸٫۳ میلی متر، نوشهر ۲۷٫۸ میلی متر، دشت ناز ساری ۲۵٫۶ میلی متر، پل سفید ۲۴٫۴ میلی متر و قائمشهر ۱۹ میلی متر طی این مدت باریده است.
همچنین طی این مدت در بندر امیرآباد بهشهر ۱۵٫۱ میلی متر، گلوگاه و آمل ۱۵ میلی متر، رامسر ۱۳٫۶ میلی متر، سیاه بیشه.۱۲٫۶میلی متر و بابلسر ۱۲٫۱ میلی متر باران باریده است.
بارش شدید باران در برخی نقاط استان سبب قطع برق، مسدود شدن مقطعی راه ها و تعطیلی آمد و شد برخی شهروندان در نقاط مخالف استان شده است.
حجتالاسلام حمید روحانی گفت: در فتنه اخیر باید برخوردهای سال ۶۷ تکرار شود . به گزارش وطن امروز وی در مصاحبه با یک نشریه دانشجویی؛ با اشاره به اعدامهای منافقین در سال ۱۳۶۷ خاطرنشان شد: جریان سال ۶۷ اینگونه بود که منافقینی که در زندان بودند به شکل تاکتیکی اعلام توبه کردند. پس از پذیرفتن آتشبس که منافقین به ایران حمله کردند اینها هم در زندان آشوب کرده و شروع کردند به آتش زدن زندان و اینکه آنها که میرسند به تهران، کار را یکسره کنند! امام هم فرمود آنهایی که بر سر (موضع) هستند مهدورالدمند و باید محاکمه و مجازات شوند و آن اعدامها توانست چشم فتنه را دربیاورد و ریشه آن جریان را بخشکاند. من فکر میکنم در فتنه اخیر هم اگر یک چنین برخورد قاطع، جدی و انقلابیای انجام نشود، این مشکل ادامهدار میشود.
سایت ندای سبز آزادی: پذیرش درخواست پناهندگی کنسول ایران در نروژ، با واکنش جمهوری اسلامی مواجه شد. این دیپلمات مستعفی در عین حال از استعفای تعداد دیگری از دیپلمات های معترض به دولت کودتا خبر داد.
محمدرضا حیدری کنسول سابق سفارت جمهوری اسلامی در نروژ که در اعتراض به خشونتهای دولت کودتا علیه ملت معترض ایران، از سمتاش استعفا داد، چند روزی است به گفته خود با تهدیدات مختلفی روبهروست و به همین دلیل تحت نظر پلیس نروژ به سر میبرد.
محمدرضا حیدری، در مورد اتفاقات بعد از پذیرش درخواست پناهندگی خود با رادیو فردا گفت و گو کرد و گفت: یک هفته قبل از پذیرفته شدن درخواست پناهندگی من، عوامل جمهوری اسلامی طی تماسهایی که با رسانهها و سایتهای اینترنتی این جا داشتند، گفته بودند حیدری به ایران بازگشته و دولت نروژ پناهندگی او را نپذیرفته است. آنها می خواستند با این ترفند کسانی که می خواهند به مردم بپیوندند را دلسرد کرده و در تصمیم خود سست کنند. اتفاقاً وزارت خارجه نروژ با من تماس گرفت و گفت شنیدهایم می خواهید به ایران بازگردید و من گفتم این طور نیست و منتظر تصمیم دولت نروژ هستم. دولت نروژ هم هفته پیش به طور رسمی از رسانهها اعلام کرد که پناهندگی سیاسی مرا پذیرفته است.
وی افزود: این مسئله خوشایند جمهوری اسلامی نیست و شروع کردند به برخورد با بستگان من در داخل کشور و برای خودم هم از طریق تلفن مزاحمت ایجاد کردند تا بتوانند مرا از کارم منصرف کنند، چون هدف من این است که مطالبی که تا کنون دیده و شنیدهام در اختیار مجامع بین المللی قرار دهم. هدف آقایان هم این است که این مسایل از سوی من که ۲۰ سال با آنها کار کردهام مطرح نشود، بنابراین مرا تحت فشار قرار دادهاند.
وی اضافه کرد: آنها از طریق کسانی که در خارج از کشور دارند و تماسهای تلفنی و مطالبی از سوی افراد، منتقل میکنند که اگر بخواهی ادامه دهید با مشکل مواجه میشوید. البته من این موارد را به مقامهای ذی صلاح کشور نروژ اعلام کردهام.
حیدری تصریح کرد: هدفی که من دنبال می کنم و دوستانم در ایران هم مرا در این زمینه تشویق می کنند، این است که خواستهای مردم ایران، موارد نقض حقوق بشر و اتفاقاتی که در ایران رخ می دهد را درمجامع بین المللی مطرح کنم.
حیدر همچنین خبر داد: همکاران من در کشورهای انگلیس، آلمان و کشورهای شبه قاره هند هستند که استعفای خود را به کشورهای مربوطه اعلام کردهاند و درخواست پناهندگی دادهاند، ولی به دلیل فشارهایی که جمهوری اسلامی به خانوادههایشان وارد می کند نمیخواهند نامشان فاش شود. تعدادی از دوستان من در داخل کشور هم در تظاهرات دستگیر شدهاند.
وی در پایان گفت: جنبش مردم ایران متعلق به تمام اقشار جامعه است و کارکنان وزارت خارجه هم از مردم جدا نیستند. ما میدانیم مردم چه میخواهند بنابراین در کنار مردم ایران قرار داریم . تعداد این استعفاها کم نیست اما بعضی از دوستان نامشان را فاش نمیکنند چون نمیخواهند برای عزیزانشان در داخل کشور مشکلی ایجاد شود.
روزنامه حکومتی جوان وابسته به سپاه پاسداران: “برادر عبدالمالک ریگی صبح امروز اعدام شد. پس از عملیات حساب شده ، بدون نقص وافتخار آفرین سربازان گمنام امام زمان (عج) در دستگیری عبدالمالک ریگی که در نوع خود اقدامی بی نظیر بود عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی که به خاطر اقدامات تروریستی و خرابکارانه خود بویژه به شهادت رساندن دهها تن از شهروندان ، ماموران نظامی و انتظامی و خانواده و اقوام خویش به اعدام محکوم شده بود و بنابر دلایلی اجرای حکم وی به تاخیر افتاده بود صبح امروز اعدام شد.”
برای مشاهده ی عکس در ابعاد بزرگتر ، اینجا را کلیک کنید. یکشنبه پنجم اسفند ۱۳۵۸ ، روزنامه ی کیهان در خبر کوتاهی پائین صفحه ی نخستش ، از تشییع پیکر هنرمندی خبر داد ، که غریبانه در آن روزهای پرتپش چهره بر نقاب خاک کشید . متن این خبر کوتاه اما تکان دهنده را به نقل از روزنامه ی کیهان مرور میکنیم : « مراسم خاکسپاری پرویز فنی زاده ، هنرمند تئاتر و سینما ، دیروز در بهشت زهرا برگزار شد . در این مراسم گروه کثیری از هنرمندان تئاتر و سینما و چهره های سرشناس ادب ایران شرکت داشتند و به هنگام خاکسپاری ، محمود دولت آبادی ، سخنرانی کوتاهی ایراد کرد . فنی زاده دو روز قبل ، بر اثر بیماری کزاز در ۴۲ سالگی در بیمارستان ایرانمهر درگذشت . او یکی از بهترین بازیگران تئاتر و سینما بود که در بیش از ۱۹ فیلم شرکت کرده بود و در مدت ۲۰ سال فعالیت های تئاتری خود ، در ۷۰ نمایشنامه بازی کرد . او پس از شرکت در دو سریال تلویزیونی « سلطان صاحبقران » و « دائی جان ناپلئون » ، به محبوبیت زیادی بین مردم دست یافت . این اواخر ، فنی زاده در یک فیلم سینمایی به نام « اعدامی » مشغول بازی بود که با مرگش ناتمام ماند . فنی زاده فارغ التحصیل دانشگاه هنرهای دراماتیک بود و از او دو دختر به نامهای هستی و دنیا ، به جای مانده است »نام فنی زاده ، بیش از هر چیزی ، یادآور دو دستاورد مهم هنری تاریخ معاصر ماست : « رگبار » به کارگردانی بهرام بیضایی و سریال دائی جان ناپلئون به کارگردانی ناصر تقوایی . با این حال آیا نسبتی میان آقای حکمتی رگبار و مش قاسم دائی جان ناپلئون می توان برقرار ساخت ؟ میان معلم فرهیخته ای که بار رنج ها و افسوس هایش را بر دوش می کشد ، و نوکری که به تعبیر هوشنگ گلمکانی ، « اصیل ترین آدم آن باغ وحش انسانی است » ؟ شاید بتوان بهترین پاسخ را در نوشته های جداگانه ی دو منتقد قدیمی سینما بر این فیلم ها یافت . هوشنگ گلمکانی از شیفتگی اش به مش قاسم می نویسد ، و مسعود مهرابی ، خاطره ی شیرین آقای حکمتی را بیاد می آورد . کنار هم گذاردن این دو نوشته که هر یک از بازخوردهای احساسی نویسندگانش حکایت می کند ، دریغ از دست رفتن نابه هنگام هنرمندی بزرگ را همچنان زنده نگاه می دارد .
بخش هایی از نوشته ی هوشنگ گلمکانی درباره ی « مش قاسم » دائی جان ناپلئون :
برای مشاهده در ابعاد بزرگتر ، اینجا را کلیک کنید. هر نسبت و اتهامی را می پذیرم تا ادعا کنم مش قاسم دائی جان ناپلئون ، بزرگترین ، کار شده ترین ، عمیق ترین و بخصوص جذاب ترین و شیرین ترین و دوست داشتنی ترین شخصیت سینمایی است ( گرچه در یک سریال تلویزیونی ) که در همه ی عمرم دیده ام ؛ و او در میان انبوه شخصیت های دیگر این سریال که همه کم و بیش همین صفت ها برازنده شان است ، چنین درخششی دارد . با شنیدن هر جمله اش و دیدن هر حرکتش ، دلم می خواهد برای صدمین بار هم که شده ، از جا بلند شوم ، به سویش بروم ، ابتدا دستش را ببوسم و بعد صورتش را محکم چند تا ماچ کنم ( که با بوسیدن خیلی فرق دارد )
- مش قاسم شاید اصیل ترین آدم این باغ وحش انسانی است ، و البته او هم چندان آدم بی شیله پیله ای نیست ! اما کلک های کوچکش بیشتر در حد حرف می ماند و عمدتا بازتابی از رویاهای حقیرش هست . او که در زمان خدمت سربازی مصدر دائی جان بوده ، پس از بازنشستگی هم وظیفه ی نوکری را ادامه داده . آدم نوکر صفتی است که اما گاه و بی گاه به شکل ظریف و معصومانه – و در عین حال موذیانه ای – بعضی از اشتباه های ارباب را تصحیح می کند تا بدون کم کردن وزن و اعتبار و جایگاه دائی جان ، سهمی هم برای خودش در جنگهای ضد استعماری علیه « انگلیسای بی ناموس » در رکاب ارباب جنگاورش پیدا کند . و کار را به جایی می رساند که برای اثبات اهمیت خودش و این که انگلیسا به او هم نظر داشته اند و با او هم یک طوری ارتباط برقرار کرده اند تا به اربابش خیانت کند . از این طریق با تقاضای بخشش ، رویاهای دائی جان را نیز تائید می کند . از پیشینه اش فقط می دانیم که یک روستایی ست اهل غیاث آباد قم ( روی نقشه چنین جایی را پیدا نکردم ) و روی بقیه ی حرفهایش هم مثل دروغ های دائی جان ، نمی توان حساب کرد . او به جز مرحومانی کهدائی جان به عنوان شاهدان رشادت هایش نام می برد ، تنها شاهد زنده ی جان فشانی این سردار دروغین جنگهای کازرون و ممسنی است . رابطه ی مش قاسم و دائی جان به شکل گریزناپذیری رابطه ی دون کیشوت و سانچو پانزا ، و از حیث اجرا ، بده بستان های « حاجی » و « مبارک » در نمایش های سیاه بازی را به یاد می آورد .
- پرویز فنی زاده استعدادی نبوغ آمیز و تباه شده بود که « پنداری دووووو شد رفت هوا » ، و فقدانش حسرت همیشگی هنر نمایش این سرزمین خواهد ماند.
بخش هایی از نوشته ی مسعود مهرابی درباره ی « آقای حکمتی » رگبار :
برای مشاهده ی عکس در ابعاد بزرگتر ، اینجا را کلیک کنید . چه جای حضور و جلوه ی شخصیتی چون « حکمتی » – نماد انسان مبشر دانش و دانایی – وقتی در حافظه ی جمعی ، « قیصر » و « علی بی غم » اسطوره هایی بی بدیل و خدشه ناپذیرند . « حکمتی ها » نه تنها بر پرده ی خیال انگیز سینما ، که در واقعیت جاری نیز ، مظلوم تاریخی اند . بازنمایی و پاسداشت آنها نه بخاطر زنده نگاه داشتن نام شان ، یا گذاشتن مرهمی بر زخم های مکررشان ، که ترغیب « عاشقان بی دل » است بر تداوم عاشقی ؛ هر چند شب شان ، دراز باشد . در این میان آقای حکمتی موهبتی است رهایی بخش که گویی از جهانی دیگر – جهانی منزه و رویایی – قدم به این وادی پر رنج و محنت گذاشته است . از نگاه اهالی فرودست محله ، او موجودی است که از آن « بالا » ها ( نه به معنای شمال شهر یا طبقه ی فرادستان ) آمده ؛ کسی که مثل هیچکس نیست . به رغم این باور ، زیبایی و ماندگاری کار بیضایی آنجاست که از چنین شخصیتی ، موجودی کاملا زمینی می سازد ؛ با همه ی قوت ها و ضعف هایش . او عاشق می شود ، می شکند ، کتک می خورد ، برمی خیزد ، مبارزه می کند ، شکست می خورد ، استوار می ماند ، و دست آخر مقهور شر نیروهای پنهان از انظار می شود . نمی دانم چرا هر وقت یاد آن دیزالو بی نظیر و تکان دهنده ی پایان رگبار می افتم ، بر خود می لرزم و این جمله ی مش قاسم ، در گوشم طنین بر می دارد : « … هی … تو ولایت ما یه یارو بود که یه وقتی عاشق یه دختر شد … دختره رو که شوهر دادن ، او هم همچی دود شد و … رفت هوا ! »
می دانم اقای حکمتی رگباری است که بر محله ی ما خواهد بارید.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، سخنگوی کاخ سفید روز سه شنبه هشدار داد که کاسه صبر آمریکا از رفتار رژیم تهران در مورد پرونده هسته ایش لبریز شده است.
ربرت گیبس گفت، اظهارات و بیاناتی که بطور پی در پی از ایران می رسد نشان می دهد که آنها هیچ علاقه و تمایلی برای همکاری با جامعه بین المللی ندارند.
وی افزود، ادامه این وضع، همانطور که رئیس جمهور و متحدین ما اعلام کرده اند، پیامدهایی در پی خواهد داشت که هم اکنون به جریان افتاده است. زمان بسر آمده و کاسه صبر ما نیز لبریز شده است.
زندانیان آزاد شده همراه با خانواده ها و مردم در مقابل زندان اوین سرود یار دبستانی سر دادند
بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،خانواده ها و مردم تهران برای شبهای متمادی در مقابل زندان اوین تجمع کردند و خواستار آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.
علیرغم سرمای زمستان از غروب روز سه شنبه ۴ اسفندماه تعداد زیادی از خانواده های و مردم تهران در مقابل زندان اوین تجمع کردند و بر آزادی زندانیان سیاسی تاکید کردند.خانواده ها که از مادران و پدارن سالخورده هستند و سن بعضی از آنها تا ۸۰ سال می رسد و به سختی قادر به راه رفتن هستند در انتظار آزادی عزیزان خود بسر می برند.
در اثر پافشاری و ایستادگی خانواده ها تعداد دیگری از زندانیان سیاسی از بند ولی فقیه رههایی یافتند و به آغوش خانواده های خود بازگشتند . حوالی ساعت ۲۱:۵۰ یکی از دستگیرشدگان که از درب زندان مخوف اوین خارج می شد هنوز ۲ الی ۳ پله از درب دور نشده بود که دستان خود را به علامت پیروزی بالا برد و شروع به خواندن سرود یار دبستانی نمود و بلافاصله توسط خانوادهها و مردم همراهی شد و به شکل فریادهای اعتراض آمیز در آمد.
در این زمان تعداد از پاسداران از زندان اوین شتاب زده بیرون آمدند و با فریادهای غضب آلود شروع به فریاد زدن کردند که اگر ادامه دهید دیگر کسی را آزاد نخواهیم کرد ولی حاضرین تا پایان این سرود ادامه دادند.
کسانی که سالخورده هستند بخاطر سرمای زمستان در ماشینهای خود باقی می مانند ولی به محض آزادی هر زندانی پدران و مادران مسن از خودروهایشان بیرون می آیند و همراه با سایرین به دست زدن و شادی کردند می پردازند.این مسئله باعث خشم نیروهای سرکوبگر می شود.
شرکتهای مهندسی ناموران و سازه بدلیل زیان مالی در صدد اخراج ۵۵۰ نفر از پرسنل مهندسی تا پایان سال هستند. به دنبال سیاستهای غلط دولت نهم و دهم در جذب سرمایه های خارجی و داخلی و انحصارگرایی شرکت های زیر مجموعه خاتم الانبیا ء در اجرای پروژههای نفتی , شرکت های مهندسی سازه و ناموران بعنوان دو شرکت بزرگ طراحی و مهندسی و با سابقه در ایران بدلیل عدم پرداخت بدهی شان از طرف کارفرماهای دولتی و عدم وجود پروژه فعال جدید در صنعت نفت و گاز کشورجهت عقد قرارداد در آستانه زیان مالی و ورشکستگی قرار گرفته اند. بنابراین این دو شرکت با داشتن چندین هزار پرسنل مهندسی و فنی جهت کاهش زیان خود شروع به عدم تمدید قرار داد پرسنلی عده ای از کارشناسان خود با اعلام قبلی نموده است و در مرحله اول شرکت ناموران ۱۵۰ نفر و شرکت سازه ۴۰۰ نفر را در معرض اخراج در پایان سال قرار داده است. حال با توجه به شرایط مالی دولت ،عدم پرداخت بدهی کارفرماهای قوی دولتی از قبیل شرکت نفت فلات قاره و شرکت نفت مرکزی و … به پیمانکاران بخش خصوصی بسیار قابل تامل است.
دیدگاه های شما