«پژوهشگران معاصر ایران» نقد میشود

در این مجموعه سیزده جلدی که حاصل ۲۸ سال تلاش نویسنده آن است، به زندگی و شرح احوال ۳۴ پژوهشگر معاصر ایرانی که هماکنون در قید حیات نیستند، پرداخته شده. در جلد سیزدهم این مجموعه نیز زندگی و احوال محمد قزوینی، محمدعلی فروغی، سیدحسن تقیزاده، عبدالعظیم قریب، علیاکبر دهخدا، احمد تفضلی و احمد بهمنیار آمده است.
اسامی چهرههایی که در مجلدهای پیشین این مجموعه به آنها پرداخته شده عبارتند از:
مجلد اول: ابراهیم پورداوود، محمدتقی بهار، ذبیح بهروز و علیاصغر حکمت
مجلد دوم: قاسم غنی، صادق رضازاده شفق و غلامرضا رشید یاسمی
مجلد سوم: احمد کسروی و سعید نفیسی
مجلد چهارم: عباس اقبال آشتیانی و بدیعالزمان فروزانفر
مجلد پنجم: صادق هدایت
مجلد ششم: علی دشتی و نصرالله فلسفی
مجلد هفتم: حبیب یغمایی و جلالالدین همایی
مجلد هشتم: مجتبی مینوی
مجلد نهم: غلامحسین مصاحب، محمدتقی دانشپژوه، دبیحالله صفا، عباس زریابخویی و محمد معین
مجلد دهم: پرویز ناتلخانلری
مجلد یازدهم: عبدالحسین زرینکوب و محمدجعفر محجوب
مجلد دوازدهم: غلامحسین یوسفی و مهرداد بهار.
مجموعه «پژوهشگران معاصر ایران» سال گذشته(۸۷) از سوی انتشارات «فرهنگ معاصر» منتشر شد.
این نشست سهشنبه(۱۸اسفند)، ساعت ۱۶:۳۰ در مرکز فرهنگی شهرکتاب، واقع در خیابان شهیدبهشتی، خیابان شهید احمد قصیر(بخارست)، نبش کوچه سوم برگزار میشود.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه
دیدار تعدادی از سینماگران با خانوادهی جعفر پناهی , حزب سوسیالسیت فرانسه خواستار آزادی جعفر پناهی شد

جرس: تعدادی از سینماگران با حضور در منزل جعفر پناهی، خواستار آزادی وی، محمد رسول اف و مهدی پور موسی شدند. به گزارش رهانا شب گذشته، تعدادی از سینماگران ایرانی از جمله تهمینه میلانی، اصغر فرهادی، پریسا بختآور، شادمهر راستین، کامبوزیا پرتوی، سامان مقدم، محمدرضا موئینی و محسن امیریوسفی با حضور در منزل جعفر پناهی ضمن ابراز همدردی با خانوادهی وی، خواستار آزادی جعفر پناهی، محمد رسول اف و مهدی پور موسی شدند. در پی بازداشت جعفر پناهی در تاریخ ۱۱ اسفند ماه به همراه فرزند و همسرش، تعدادی از میهمانان وی نیز بازداشت شدند که در بیشتر آنها آزاد شدند اما جعفر پناهی به همراه محمد رسول اف و مهدی پور موسی همچنان زندانی هستند.
حزب سوسیالیست فرانسه دستگیری جعفر پناهی توسط دولت ایران را محکوم کرد .
این حزب با انتشار بیانیه ای دولت ایران را به داشتن سیاستهای سرکوبگرانه و زندانی کردن سیاسیون، روزنامه نگاران، نویسندگان، وکلا، دانشجویان و دیگر افراد جامعه متهم کرد .
به گزارش پویا خبر در این بیانیه آمده است : بازداشت جعفر پناهی بازتاب احساس برانگیزی در جامعه فرهنگی ایران و جهان داشته است. او که به عنوان یکی از سینماگران مهم ایرانی تلقی می شود پیش از این «شیر طلایی» ونیز در سال ۲۰۰۰، «خرس طلایی» برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کرده بود. حزب سوسیالیست فرانسه بازداشت جعفر پناهی را شدیدا محکوم کرده و آزادی بلافاصله وی و دیگر زندانیان ایران را خواستار است.
جعفر پناهی فیلمساز ۱۰اسفند ماه در خانه اش به همراه همسر و میهمانانش دستگیر شد .هرچند دادستان تهران اعلام کرد که دستگیری وی به خاطر هنرمند بودنش نیست اماسایت خبری تابناک درباره دلیل دستگیری پناهی از قول یک “منبع آگاه” نوشت: “جعفر پناهی به همراه دوستان و همکاران خود در حال تهیه فیلمی علیه نظام بوده اند که با هوشیاری دستگاه های امنیتی و با عملیاتی به هنگام، او و همکارانش بازداشت شدند.”
جعفر پناهی از جمله هواداران جنبش سبز به شمار می رود و در مرداد ماه سال جاری هنگام حضور در محل دفن شماری از کشته شدگان رویدادهای پس از انتخابات در گورستان بهشت زهرا دستگیر شد و چند ساعت را در بازداشت گذراند. ماه گذشته هم گزارش شد که ماموران امنیتی از خروج آقای پناهی از کشور جلوگیری کرده اند. این کارگردان ایرانی قصد سفر و شرکت در جشنواره ای در برلین، پایتخت آلمان را داشت.
جرس: تعدادی از سینماگران با حضور در منزل جعفر پناهی، خواستار آزادی وی، محمد رسول اف و مهدی پور موسی شدند. به گزارش رهانا شب گذشته، تعدادی از سینماگران ایرانی از جمله تهمینه میلانی، اصغر فرهادی، پریسا بختآور، شادمهر راستین، کامبوزیا پرتوی، سامان مقدم، محمدرضا موئینی و محسن امیریوسفی با حضور در منزل جعفر پناهی ضمن ابراز همدردی با خانوادهی وی، خواستار آزادی جعفر پناهی، محمد رسول اف و مهدی پور موسی شدند. در پی بازداشت جعفر پناهی در تاریخ ۱۱ اسفند ماه به همراه فرزند و همسرش، تعدادی از میهمانان وی نیز بازداشت شدند که در بیشتر آنها آزاد شدند اما جعفر پناهی به همراه محمد رسول اف و مهدی پور موسی همچنان زندانی هستند.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه

رادیو آلمان: خبرگزاری رویترز به نقل از تایمز مالی گزارش داد که شرکت ویتول فروش بنزین به ایران را قطع کرده است. شرکتهای گلنکور و ترافیگورا نیز ماههاست از فروش بنزین به ایران خودداری میکنند. این سه شرکت بیش از نیمی از نیاز وارداتی ایران را تامین میکردهاند. روز شنبه (۶ مارس/ ۱۵ اسفند) محمد رویانیان، رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت از کاهش ۲۰ لیتری سهمیه بنزین برای سال ۱۳۸۹ خبر داده بود. شرکتهای چینی و دوبی درصدد تامین نیاز بنزین ایران هستند. ایران یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت خام در جهان است، اما توانائی تولید بنزین مصرفی خود را ندارد و مجبور است سالانه ۴۰ درصد از نیاز خود را وارد کند. در مناقشه هستهای با جمهوری اسلامی، اواخر سال گذشته کنگره آمریکا لایحه تحریم فروش بنزین به ایران را تصویب کرد.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه

سیمین بهبهانی نویسنده و شاعر ایرانی و همچنین فعال حقوق زنان که به دعوت شهرداری پاریس برای برگزاری روز جهانی زن عازم فرانسه بود توسط نیروهای امنیتی ممنوع الخروج شد.
به گزارش مدرسه فمنیستی خانم بهبهانی بامداد روز دوشنبه قصد داشت از طریق فرودگاه بینالمللی «امام خمینی» برای اجرای برنامهای به مناسبت روز جهانی زن به فرانسه سفر کند که ماموران امنیتی مانع از خروج وی شدند.
وی میگوید: «بعد از اینکه از گیت گمرک رد شدم و پاسپورتم مهر خروج خورد، دو مامور صدایم کردند و پاسپورتم را گرفتند.»
این شاعر ایرانی در ادامه میافزاید: «پس از آنکه تا ساعت ۵ صبح به سوالهای ماموران پاسخ میدادم به من برگهای دادند که برای دریافت پاسپورت خود به دادگاه انقلاب مراجعه کنم»
به این ترتیب سیمین بهبهانی نیزمانند شمار دیگری از زنان فعال اجتماعی که ممنوع الخروج شدند پیوست.
پیش از این نسرین ستوده، منصوره شجاعی، نرگس محمدی، طلعت تقینیا و بدرالسادات مفیدی از جمله زنانی بودند که خروج آنها از ایران ممنوع اعلام شده است.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه

مدرسه فمینیستی، سپیده لرستانی: یکی از استراتژی های جنبش سبز برای تداوم و بقاء این جنبش استفاده از مناسبت های گوناگون حکومتی و غیرحکومتی بوده است : از روز قدس گرفته تا ۱۳ آبان و ۱۶ آذر و ۲۲ بهمن. ۲۲ بهمن آخرین مناسبت حکومتی در سال جاری بود که جنبش سبز می توانست از آن برای اعتراض استفاده نماید . پس از آن، دو مناسبت که هر دو هم غیرحکومتی هستند پیش روی این جنبش قرار داشت: هشتم مارس (هفده اسفند) «روز جهانی زن»، و چهارشنبه سوری. اولی مناسبتی جدید و آگاهانه که حاصل توافق پیشروترین زنان مبارز معاصر برای یادآوری هرساله ی تبعیض جنسیتی وتلاش در جهت کسب حقوق برابر برای زنان سراسر جهان است که سرانجام بعد از ۶۰ سال سازمان ملل متحد به حقانیت آن، صحه گذاشت و آن را به عنوان روز جهانی زن پذیرفت. و دومی مناسبتی کهن که میراث ملی ایرانیان است وبا گذشت روزگاران تلخ براین ملک و تاخت و تاز و هجوم و سلطه بیگانگان ،همچنان در ذهن مردم باقی مانده است.
شاید اگر وجه اشتراکی برای این دو مناسبت بجوییم ، ممنوع بودن برگزاری هر دوشان از سوی حکومت است. برگزاری مراسم هشتم مارس در ایران ، هر سال که می گذرد با سختگیری بیشتری روبه روست تا جایی که برگزاری آن حتی در حریم خصوصی خانه های زنان قدغن و ممنوع است و دخالت و اقدام نیروهای امنیتی برای برهم زدن آن نشان از عزم لجبازانه دولت برای فرونشاندن مبارزات مسالمت آمیززنان دارد. چهارشنبه سوری هم از آنجا که شاید هویت ملی و ایرانی را برای شهروندان زنده می کند خوشایند شان نیست و به بهانه حفظ سلامت مردم ، هر سال از چند هفته قبل با هشدار پلیس و تهدید و ارعاب برپای دارندگان آتش ها ، به پیشواز آن می روند و سرانجام با امنیتی و نظامی شدن فضای شهرها و خاموش شدن اجباری آتش های برافروخته نوجوانان و کودکان و ایجاد دلهره و هراس و بازداشت شهروندان پایان می یابد.
به نظر می رسد که جنبش سبز، از میان این دو مناسبت، مناسبت دوم یعنی چهارشنبه سوری را برگزیده است. آنچه این انتخاب را قابل تامل می کند این است که این جنبش اگر چه بارها بر لزوم پرهیز از خشونت و خویشتنداری در مقابل خشونت عریان نیروهای سرکوبگر اصرار داشته ،اما اکنون زنان را که اولا سهم انکار ناپذیری در اعتراضات مدنی ۸ ماه گذشته داشته اند و ثانیا خصلت عدم گرایش به خشونت جنبش سبز مدیون حضور آنان است ، نادیده گرفته و مناسبت دوم (چهارشنبه سوری) را که در مقایسه با مناسبت اول (هشت مارس) بدون شک، پتانسیل بیشتری برای ایجاد خشونت دارد برمی گزیند. این در حالی است که خصلت عدم گرایش به خشونت در جنبش زنان بسیار ریشه دار و نیرومند است و اگر مغزهای متفکر جنبش سبز که پیش از این، راهبردهای خود را برای تداوم مبارزه بی خشونت در سایت های حامی جنبش از جمله جرس ارائه می دادند به جای کم توجهی و سکوت نسبت به هشت مارس، به ظرفیت های عظیم و شگفت انگیز مسالمت جویی در جنبش زنان توجه و تکیه می کردند قطعا نتایج بهتری برای خود و کل جامعه، به ارمغان می آوردند. به همان میزان که غفلت از مراسم هشت مارس، سبب از دست رفتن فرصت های بی بازگشت و خسران عظیم است.
به نظر می رسد، پذیرفتن یا نپذیرفتن مطالبات و ظرفیت های واقعی جنبش زنان، یکی از خطوط قرمز عمده حتی برای کسانی به شمار می رود که خواهان تغییر و تحول در وضعیت موجود البته در چهارچوب نظام هستند. باز هم به نظر می رسد برای این طیف از جنبش سبز، مساله زنان ، چندان موضوعیت ندارد و از همین رو به سکوت برگزار می شود. بدون تردید پیام این سکوت برای جنبش زنان این است که: مساله زنان به دست خود زنان حل می شود و این خود زنان هستند که باید با برنامه ریزی برای مناسبت هایی مثل هشت مارس ، مطالبات خود را مطرح و حقوق خود را پیگیری نمایند.
اما از سوی فعالان جنبش زنان هم تاکنون برنامه ای عمومی، برای هشتم مارس اعلام نشده است که آن را می توان نتیجه سرکوب و ارعاب روزافزونی دانست که پیروزمندانه ، فعالان جنبش زنان را به انفعال کشانده است. به نظر می رسد حکومت با سرکوب تجمعات زنان در سالهای گذشته ، توانسته است به زنان بقبولاند که برای جلوگیری از برگزاری مراسم و تجمعات زنان به هر خشونتی دست می زند ،و تنها پاسخش به طرح مطالبات زنان در عرصه عمومی: باتوم و کتک و توهین و زندان خواهد بود.
آثار پذیرش این موضوع و ناامیدی زنان از برگزاری مراسم هشت مارس را می توان در نوشته های برخی از آنان دید از آن جمله خانم ناهید توسلی که می نویسد ” شاید بهتر باشد که دیگر تنها امید به روز ۸ مارس یا «روز جهانی زن» و یا یارانههای راهکاری نهادهای بینالمللی چون سازمان ملل و… دل نبندیم” .و یا خانم شهلا لاهیجی که می گوید” حتما هر زنی در دل خودش این روز را به خودش تبریک میگوید”!
این قبیل اظهار نظرها ، اگر چه می تواند به عنوان یک توجیه نظری مورد توجه قرار گیرد، اما نهایتا راه به کلبی مسلکی وانفعال در جنبش زنان می برد. برای رسیدن به حقوق برابر ، این عمل ماست که تعیین کننده خواهد بود. برای ما زنان هشتم مارس ، فرصت گرانبهایی است برای بیان خواست هایمان و فریاد زدن اعتراض هایمان به وضع موجود که نباید به آسانی از دست برود.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه

دولت اوباما شرکت ها و موسسات اینترنتی که خدمات دسترسی به اینترنت را در سه کشور ایران ، کوبا و سودان را تسهیل می کنند از قانون تحریم های یکجانبه آمریکا مستثنی خواهد کرد .
یک مقام عالی رتبه آمریکا که نخواسته است نامش فاش شود در این زمینه به روزنامه نیویورک تایمز گفت که دولت آمریکا از شرکت هایی که خدمات اینترنتی همچون چت آنلاین ، ارسال عکس و تبادل پیام های آنلاین و… را در اختیار کاربران اینترنت در ایران قرار می دهند ، حمایت می کند .
این مقام آمریکایی به روزنامه نیویورک تایمز ، گفت : ” وزارت خزانه داری آمریکا در صدد صدور یک ” مجوز ” کلی برای شرکت هایی است که نرم افزارهای دسترسی به اینترنت در سه کشور ایران ، کوبا و سودان را در اختیار کاربران قرار می دهند .
وی افزود:”در ایران مردم زیادی به اینترنت دسترسی دارند و از آن استفاده می کنند و برای دولت این کشور جلوگیری از انتقال صدای این کاربران کار سختی است.”
وزارت امور خارجه آمریکا و برخی دیگر از کمپانی های این کشور پس از وقایع روی داده متعاقب انتخابات ایران، از کنگره آمریکا خواستند که شرکت های ارایه دهنده خدمات اینترنت به کاربران ایرانی را از لیست تحریم های ایران مستثنی کنند .
به نظر می رسد اقدام وزارت خزانه داری در صدور مجوز فعالیت (صادرات) این گونه شرکت های اینترنتی به بازار کشورهای ایران ، کوبا و کره شمالی ناشی از عدم مخالفت کنگره با این در خواست بوده باشد .
در دسامبر سال گذشته میلادی وزارت امور خارجه آمریکا طی درخواستی از کنگره از قانونگذاران آمریکایی خواسته بود با لغو بخشی از تحریم ها علیه ایران امکان دانلود و دسترسی به بازار مجانی نرم افزارهای اینترنتی آمریکا از جمله مایکروسافت و گوگل را در این کشور فراهم کنند .
در این در خواست که به صورت نامه ای به کنگره تقدیم شده ، آمده بود که دسترسی آزاد مردم ایران به شبکه ی ارتباطات اجتماعی در جهت منافع ملی آمریکا است. ”
از سوی دیگر کنگره آمریکا تابستان گذشته برای آنچه که دسترسی مردم ایران به مجاری اطلاع رسانی آزاد و مبارزه با سانسور اینترنتی در ایران خوانده بود ، طرحی را به ارزش بیست میلیون دلار به تصویب رساند .
این لایحه نسبتا محرمانه که ” قانون صدا ” نام دارد ادعای کمک به ” قربانیان سانسور در ایران ” را داشت . اوباما در اکتبر سال ۲۰۰۹ این قانون را امضا و برای اجرا ابلاغ کرد .
پیش از این هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه ایالات متحده نیز طی سخنانی در موزه خبر واشنگتن ( در ماه ژانویه سال جاری میلادی ) با حمایت از آنچه دسترسی آزاد شهروندان ایرانی به اینترنت خواند ، ادعا کرد که سیاست واشنگتن گسترش راه های اطلاع رسانی آزاد درایران و کشورهای مشابه است.
جمهوری اسلامی ایران این قبیل اقدامات واشنگتن را خصمانه خوانده و دخالت در امور داخلی خود می داند .
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه
اسکارهای ۲۰۱۰ به “قفسه درد” رسید

ساعاتی قبل هشتاد و دومین دوره مراسم اسکار به کار خود پایان داد و در کمال تعجب فیلم کم هزینه “قفسه درد” ساخته کاترین بیگلو سه اسکار اصلی (بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه ارژینال) را از آن خود کرد.
ساندرا بولاک که روز گذشته برای فیلم “همه چیز درباره استیو” تمشک طلایی بدترین بازیگر سال را از آن خود کرد برای فیلم “نقطه کور” موفق به دریافت اسکار بهترین بازیگر سال شد. در تاریخ برگزاری اسکار، اولین بار است که یک بازیگر دو عنوان متضاد (بهترین، بدترین) را در یک سال از آن خود می کند.
در پایان مراسم اسکار امسال، “قفسه درد” با ۶ اسکار در صدر جدول قرار گرفت و بعد از آن “آواتار” ساخته جیمز کامرون (همسر سابق کاترین بیگلو) با کسب سه اسکار در رده دوم قرار گرفت.
در ادامه برندگان اسکار ۲۰۱۰ را هم با هم مرور می کنیم:
بهترین فیلم: قفسه درد
دیگر کاندیداها:
- آواتار
- نقطه کور
- منطقه ۹
- یک آموزش
- لعنتیهای بیآبرو
- پرشس
- یک مرد جدی
- بالا
- روی هوا
بهترین کارگردانی: کاترین بیگلو، «قفسه درد»
دیگر کاندیداها:
- جیمز کامرون، «آواتار»
- لی دانیلز، «پرشس»
- جیسن ریتمن، «روی هوا»
- کوئنتین تارانتینو، «لعنتیهای بیآبرو»
بهترین فیلمنامه غیراقتباسی: «قفسه درد»، مارک بول
دیگر کاندیداها:
- «لعنتیهای بیآبرو»، کوئنتین تارانتینو
- «پیامآور»، اورن موورمن و الساندرو کامون
- «یک مرد جدی»، جوئل و ایتن کوئن
- «بالا»، باب پترسن و پیت داکتر
بهترین فیلمنامه اقتباسی: «پرشس»، جفری فلچر
دیگر کاندیداها:
- «منطقه ۹»، نیل بلوکمپ و تری تاچل
- «یک آموزش»، نیک هورنبی
- «در حلقه»، جسی آرمسترانگ، سایمن بلکول، آرماندو ایانوچی و تونی روش
- «روی هوا»، جیسن ریتمن و شلدون ترنر
بهترین بازیگر مرد: جف بریجز، «قلب دیوانه»
دیگر کاندیداها:
- جرج کلونی، «روی هوا»
- کالین فیرث، «یک مرد تنها»
- مورگان فریمن، «شکست ناپذیر»
- جرمی رنر، «قفسه درد»
بهترین بازیگر زن: ساندرا بولاک، «نقطه کور»
دیگر کاندیداها:
- هلن میرن، «آخرین ایستگاه»
- کری مالیگان، «یک آموزش»
- گابوری سیدیبه، «پرشس»
- مریل استریپ، «جولی و جولیا»
بهترین بازیگر مرد مکمل: کریستف والتس، «لعنتیهای بیآبرو»
دیگر کاندیداها:
- مت دیمن، «شکستناپذیر»
- کریستوفر پلامر، «آخرین ایستگاه»
- استنلی توچی، «استخوانهای دوستداشتنی»
- وودی هارلسن، «پیامآور»
بهترین بازیگر زن مکمل: مو نیک، «پرشس»
دیگر کاندیداها:
- پنهلوپه کروز، «۹»
- ورا فارمیگا، «روی هوا»
- مگی جیلنهال، «قلب دیوانه»
- آنا کندریک، «روی هوا»
بهترین فیلم بلند انیمیشن: «بالا»، پیت داکتر
دیگر کاندیداها:
- «کورالاین»، هنری سلیک
- «آقای فاکس شگفتانگیز»، وس اندرسن
- «پرنسس و قورباغه» جان ماسکر و ران کلمنتس
- «راز کلس»، توم مور
بهترین فیلم انیمیشن کوتاه: Logorama، نیکلاس شمرکین
دیگر کاندیداها:
- «کباب فرانسوی»، فابریس او. ژوبر
- «زیبای خفته مامانبزرگ اُگریم»، نیکی فلان و دارا اوکانل
- «بانو و دروگر»، خاویر رسیو گراسیا
- «مسئله نان و مرگ»، نیک پارک
بهترین فیلم کوتاه زنده: «ماهی معجزه»، لوک دولان و درو بیلی
دیگر کاندیداها:
- «در»، خوانیتا ویلسن و جیمز فلین
- Instead of Abracadabra، پاتریک الکلوند و ماتیاس فیلستروم
- «کاوی»، گرگ هلوی
- «مستاجران جدید»، یواکیم بک و تیوی ماگنوسون
بهترین طراحی هنری: «آواتار»، طراح هنری: ریک کارتر و رابرت استرومبرگ، طراح دکور: کیم سینکلر
دیگر کاندیداها:
- «تخیلات دکتر پارناسوس»، طراح هنری: دیو وارن و آناستازیا ماسارو، طراح دکور: کارولاین اسمیت
- «۹»، طراح هنری: جان مایر، طراح دکور: گوردون سیم
- «شرلوک هلمز»، طراح هنری: سارا گرینوود، طراح دکور: کتی اسپنسر
- «ویکتوریای جوان»، «طراح هنری: پاتریس ورمت، طراح دکور: مگی گری
بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان: «راز درون چشمان آنها» خوان خوزه کامپانلا از آرژانتین
دیگر کاندیداها:
- «عجمی» اسکندر کوپتی و یارون شانی از اسرائیل
- «شیر اندوه» کلودیا یوسا از پرو
- «یک پیشگو» ژاک اودیار از فرانسه
- «روبان سفید» میشائل هانکه از آلمان
بهترین فیلمبرداری: «آواتار»، مورو فیوره
دیگر کاندیداها:
- «هری پاتر و شاهزاده دورگه»، برونو دلبونل
- «قفسه درد»، بری آکروید
- «لعنتیهای بیآبرو»، رابرت ریچاردسن
- «روبان سفید»، کریستوفر برگر
بهترین جلوههای ویژه تصویری: «آواتار»، جو لتری، استفن رزنبام، ریچارد بنهام و اندرو آر. جونز
دیگر کاندیداها:
- «منطقه ۹»، دان کافمن، پیتر مایزرز، رابرت هابروس و مت آیتکن
- «سفر ستارهای»، راجر گایت، راسل ارل، پل کاوانا و برت دالتن
بهترین طراحی لباس: «ویکتوریای جوان»، سندی پوول
دیگر کاندیداها:
- «ستاره درخشان»، جنت پترسن
- «کوکو در برابر شانل»، کاترین لتریه
- «تخیلات دکتر پارناسوس»، مونیک پرودهوم
- «۹»، کالین آتوود
بهترین مستند بلند: «خلیج کوچک»، لویی سیهویا، فیشر استیونز
دیگر کاندیداها:
- «برمه ویجی»، آندرس اوسترگارد و لیز لنس-مولر
- «غذا، ثبتشده»، رابرت کنر و الیز پیرلستاین
- «خطرناکترین مرد آمریکا: دانیل السبرگ و اسناد پنتاگون»، جودیت الریش و ریک گولدسمیت
Which Way Home، ربکا کامیسا
بهترین مستند کوتاه: Music by Prudence، راجر راس ویلیامز و الینور برکت
دیگر کاندیداها:
- «بلای غیرطبیعی چین: اشکهای استان سیچوان»، جان آلپرت و متیو اونیل
- «آخرین فعالیت تبلیغاتی فرماندار بوث گاردنر»، دانیل یونگ و هنری آنسباخر
- «آخرین کامیون: بسته شدن کارخانه جنرال موتورز»، استیون بوگنار و جولیا ریشر
- «خرگوش در برلین»، بارتک کونوپکا و آنا ویدرا
بهترین تدوین: «قفسه درد»، باب موراوسکی و کریس اینیس
دیگر کاندیداها:
- «آواتار»، استفن ریوکین، جان رفوا و جیمز کامرون
- «منطقه ۹»، جولین کلارک
- «لعنتیهای بیآبرو»، سالی منکه
- «پرشس»، جو کلوتس
بهترین صداگذاری: «قفسه درد»، پل ان. جی. آتسون و ری بکت
دیگر کاندیداها:
- «آواتار»، کریستوفر بویز، گری سامرز، اندی نلسن و تونی جانسن
- «لعنتیهای بیآبرو»، مایکل مینکلر، تونی لامبرتی و مارک اولانو
- «سفر ستارهای»، آنا بلمر، اندی نلسن و پیتر جی. دولین
- «ترانسفرمرها: انتقام کشتهشدگان»، گرگ پی. راسل، گری سامرز و جفری پاترسن
بهترین تدوین صدا: «قفسه درد»، پل ان. جی. آتسون
دیگر کاندیداها:
- «آواتار»، کریستوفر بویز و گوئندولین ییتس ویتل
- «لعنتیهای بیآبرو»، ویلی استیتمن
- «سفر ستارهای»، مارک استوکینگر و آلن رنکین
- «بالا»، مایکل سیلورس و تام مایرز
بهترین موسیقی: «بالا»، مایکل جاچینو
دیگر کاندیداها:
- «آواتار»، جیمز هورنر
- «آقای فاکس شگفتانگیز»، الکساندر دپلا
- «قفسه درد»، مارکو بلترامی و باک ساندرس
- «شرلوک هلمز»، هانس زیمر
بهترین ترانه: «خسته»، «قلب دیوانه»، موسیقی و شعر از رایان بینگهام و تی بون برنت
دیگر کاندیداها:
- «چیزی نمانده برسیم»، «شاهزاده و قورباغه»، موسیقی و شعر از رندی نیومن
- «توی نیوارلئان»، «شاهزاده و قورباغه»، موسیقی و شعر از رندی نیومن
- Loin de Paname، «پاریس ۳۶»، موسیقی از راینهارت واگنر و شعر از فرانک تامس
- «همه آن را بگیر»، «۹»، موسیقی و شعر از موری یستن
بهترین چهرهپردازی: «سفر ستارهای»، بارنی برمن، میندی هال و جوئل هارلو
دیگر کاندیداها:
- «ستاره»، آلدو سینیورتی و ویتوریو سودانو
- «ویکتوریای جوان»، جان هنری گوردون و جنی شیرکور
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه
جیمز کامرون در باره «آواتار» صحبت می کند
![]()
جیمزکامرون بعد از «تایتانیک» این فیلمساز فیلم داستانی دیگری را کارگردانی نکرد. کار پیش تولید «آواتار» از همان زمان شروع شد، ولی بحث ساخت آن به صورت جدی از پنج سال قبل مطرح شد. این فیلم علمی- تخیلی قصه فضانورد معلولی را تعریف میکند که راهی منطقهای دور در کهکشان میشود تا به همکاران خود کمک کند تا یکی از مشکلات فضایی خود را حل کنند. وی پس از ورود به این منطقه، سر از یک دنیای خیالی
در میآورد که شباهتی به دنیای واقعی ندارد. «آواتار» در مراسم کره طلایی (گلدن گلوب) جوایز بهترین فیلم درام و کارگردان را گرفت. این فیلم در مراسم اسکار رقیب اصلی درام ضدجنگ «گنجه درد» است.
کامرون
فکر کارگردانی «آواتار» را از خیلی وقت پیش در ذهن داشتید؟بله، اما از مرحله تفکر در باره ساخت فیلم تا بحث جدی پیرامون تولید آن، فاصله زیادی وجود دارد. راستش را بخواهید، اولین بار در دهه ۱۹۷۰ میلادی و در آغاز فعالیتهای سینماییام بود که به فکر ساخت آن افتادم و حتی میخواستم نوشتن فیلمنامه آن را شروع کنم. در ذهنم داستانهایی را خلق میکردم که اختصاص به دنیایی دیگر داشتند. موجودات این داستانها خیلی خاص و منحصر به فرد بودند. در سال ۱۹۷۷ فیلمنامهای نوشتم که حال و هوایی علمی- تخیلی داشت. این فیلمنامه هیچوقت تبدیل به فیلم نشد، ولی همیشه میخواستم آن را کارگردانی کنم. نمیدانم چهطور شد که از دوستدار قصههای علمی – تخیلی به فیلمساز این نوع (ژانر) سینما تبدیل شدم.
آن فیلمنامه بعداً تبدیل به فیلمنامه «آواتار» شد؟
خیر، فقط از بعضی جنبهها شبیه آن بود. میدانید، وقتی به «آواتار» فکر میکردم، میدانستم که برای تولید آن نیازمند یک فناوری پیشرفته هستم. در آن زمان صنعت سینما هنوز به چنین فناوری بالایی دست پیدا نکرده بود. در ضمن میخواستم این فیلم را به شیوه سه بعدی بسازم. کارگردانی «بیگانهها» به نوعی تمرینی برای ساخت «آواتار» بود.
در طول این سالها، قصهای که در ذهن خود داشتید تغییراتی هم کرد؟
خیلی کم. نکته مهم برایم این بود که ضمن بهرهگیری از فناوری جدید و پیشرفته، قصه فیلم شخصیتپردازی خوبی هم داشته باشد. احساسم این است که هر نویسندهای هنگام نوشتن قصه یا فیلمنامه خود عاشق شخصیتهایی میشود که خلق کرده است. به همین دلیل، با حساسیت زیادی بازیگران نقشهای مختلف فیلمهایم را انتخاب میکنم. این نقشها را بازیگرانی باید بازی کنند که بتوانند شما را بهخوبی تحتتأثیر خود قرار دهند. برای همین است که میگویم سام (وورتینگتن، بازیگر اصلی «آواتار») نقش خودش را خیلی خوب بازی کرده است. این نکته در مورد بقیه بازیگران هم صدق میکند.
وقتی مدت زمانی طولانی با قصه و شخصیتهای «آواتار» زندگی کردید، دور شدن از آنها سخت نبود؟
نکته مهم این است که شما از آنچه که ساختهاید احساس رضایت کنید. وقتی این احساس باشد، دور شدن از آن آدمها و قصه کار خیلی سختی نخواهد بود. برایم این مسئله اهمیت خیلی زیادی داشت که بتوانم آنچه را که در ذهنم داشتم، در جلوی دوربین به درستی به تصویر بکشم.
این روزها جلوههای ویژه و تکنیکهای پیشرفته کامپیوتری حرف اول را در فیلمسازی میزنند. شما از این فناوری چگونه برای اینکه در خدمت قصه فیلم باشد، استفاده میکنید؟
بهترین فناوری آن است که ضمن خلق جادوی خود، به هیچ وجه روی پرده سینما خودش را به رخ نکشد. این فناوری باید به کمک قصه بیاید و بدون اینکه حالت نمایشی پیدا کند، ناپدید شود. این همان کاری است که سعی کردم در «آواتار» انجام دهم. در «تایتانیک» هم چنین اتفاقی افتاد. در فیلمهایی که میسازم نهایت تلاشم را میکنم تا تعادل بین قصه و تکنیک را رعایت کنم. انجام این کار در «آواتار» خیلی سخت بود و داشتم روی لبه تیغ حرکت میکردم. میخواستم این فناوری در خدمت قصه فیلم باشد و نه بیشتر.
«آواتار» قسمتهای دوم و سوم هم خواهد داشت؟
صددرصد! همین روزها نگارش فیلمنامه دومین قسمت آن را شروع میکنم.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه
کریمی سومین و مهدویکیا پنجمین بازیکنان محبوب آسیا

علی کریمی و مهدی مهدویکیا به عنوان سومین و پنجمین بازیکنان محبوب سال ۲۰۰۹ انتخاب شدند. به گزارش ایسنا، فدراسیون جهانی تاریخ و آمار فوتبال فهرست نهایی نظرسنجی محبوبترین بازیکنان سال ۲۰۰۹ را اعلام کرد که براساس این ردهبندی علی کریمی با ۱۷ هزار و ۹۰۵ رای و مهدی مهدوی کیا با ۶ هزار و ۴۲۹ رای به ترتیب سومین و پنجمین بازیکنان محبوب سال انتخاب شدند. این در حالی است که این دو در نظرسنجی جهانی هم در ردههای یازدهم و بیست و هفتم قرار گرفتند. در حالی مهدوی کیا و کریمی در ردههای بالایی محبوبترین بازیکنان آسیا قرار گرفتند که یاسرالقحطانی مهاجم سابق تیم ملی عربستان و لی جین یو بازیکن تیم ملی چین به ترتیب با ۳۵ هزار و ۴۹۹ رای و ۳۵ هزار و ۱۴۰ رای به عنوان محبوبترین بازیکنان سال گذشته میلادی فوتبال آسیا برگزیده شدند.در ردهبندی جهانی هم “پاوون” از هندوراس با ۱۹۵ هزار و ۱۸۲ رای اول شد. آرداتوران از ترکیه با ۹۱ هزار و ۸۸۷ رای در جایگاه دوم قرار گرفت و محمد ابوتریکه مهاجم تیم ملی مصر با ۸۴ هزار و ۴۷۰ رای در رده سوم ایستاد.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه

حزب سوسیالیست فرانسه دستگیری جعفر پناهی توسط دولت ایران را محکوم کرد . این حزب با انتشار بیانیه ای دولت ایران را به داشتن سیاستهای سرکوبگرانه و زندانی کردن سیاسیون، روزنامه نگاران، نویسندگان، وکلا، دانشجویان و دیگر افراد جامعه متهم کرد . به گزارش پویا خبر در این بیانیه آمده است : بازداشت جعفر پناهی بازتاب احساس برانگیزی در جامعه فرهنگی ایران و جهان داشته است. او که به عنوان یکی از سینماگران مهم ایرانی تلقی می شود پیش از این «شیر طلایی» ونیز در سال ۲۰۰۰، «خرس طلایی» برلین ۲۰۰۶ را از آن خود کرده بود. حزب سوسیالیست فرانسه بازداشت جعفر پناهی را شدیدا محکوم کرده و آزادی بلافاصله وی و دیگر زندانیان ایران را خواستار است. جعفر پناهی فیلمساز ۱۰اسفند ماه در خانه اش به همراه همسر و میهمانانش دستگیر شد .هرچند دادستان تهران اعلام کرد که دستگیری وی به خاطر هنرمند بودنش نیست اماسایت خبری تابناک درباره دلیل دستگیری پناهی از قول یک “منبع آگاه” نوشت: “جعفر پناهی به همراه دوستان و همکاران خود در حال تهیه فیلمی علیه نظام بوده اند که با هوشیاری دستگاه های امنیتی و با عملیاتی به هنگام، او و همکارانش بازداشت شدند.” جعفر پناهی از جمله هواداران جنبش سبز به شمار می رود و در مرداد ماه سال جاری هنگام حضور در محل دفن شماری از کشته شدگان رویدادهای پس از انتخابات در گورستان بهشت زهرا دستگیر شد و چند ساعت را در بازداشت گذراند. ماه گذشته هم گزارش شد که ماموران امنیتی از خروج آقای پناهی از کشور جلوگیری کرده اند. این کارگردان ایرانی قصد سفر و شرکت در جشنواره ای در برلین، پایتخت آلمان را داشت.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه
سگ و گربه های سوئیسی وکیل میگیرند

هم اکنون در زوریخ گرفتن وکیل مدافع برای حیواناتی که مورد بی رحمی قرار می گیرند اجباری است
مردم سوئیس امروز ۷ مارس، در یک همه پرسی شرکت کرده اند که موضوع آن پیشنهاد انتخاب وکیل تسخیری برای دفاع از حیوانات در دادگاه است. یک وکیل مدافع حقوق حیوانات، هم اکنون در شهر زوریخ در سوئیس به این کار اشتغال دارد و طرفداران این پیشنهاد می گویند فعالیت های وی سبب شده به جلوگیری از ظلم و خشونت نسبت به حیوانات، کمک شود. آنتوان گوتشل، تا کنون چندین بار برای دفاع از سگ ها، گربه ها، گاوها، گوسفندها و حتی یک ماهی، به دادگاه رفته است. وی می گوید لازم است در مورد آنهایی که نمی توانند از جانب خودشان صحبت کنند، عدالت رعایت شود. آقای گوتشل می افزاید: “از نظر من حیوانات یکی از ضعیف ترین بخش های جامعه اند و لازم است از آنان حمایت بیشتری بشود. او می گوید هر سال به طور متوسط به صد پرونده مربوط به بی رحمی نسبت به حیوانات رسیدگی می کند. در زوریخ از سال ۱۹۹۲ در مواردی که موضوع بی رحمی نسبت به حیوانات مطرح است، در نظر گرفتن وکیل مدافع برای حیوانات اجباری شده است. ولی سوئیس هم اکنون دارای قوانین بسیار انعطاف ناپذیری در مورد رفاه حیوانات است و دولت سوئیس با توجه به این که هزینه گرفتن وکیل اجباری برای حیوانات را باید مالیات دهندگان سوئیسی تامین کنند، از شرکت کنندگان در همه پرسی خواسته با این پیشنهاد مخالفت کنند.
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه
بیانیه انجمن دانشکده حقوق در اعتراض به حکم اعدام محمد امین ولیان
نجمن اسلامی دانشکده حقوق روز گذشته (شنبه) در اعتراض به صدور حکم اعدام برای محمد امین ولیان وانتساب اتهام محاربه به دکتر ملکی با صدور بیانیهای خواستار عقب نشینی حاکمان از «تندروی در برخورد با منتقدان» شد.
در بخشی از این بیانیه با اشاره به حوادث پس از انتخابات ایران آمده است: «برگزاری حساسترین انتخابات که میرفت تا برگ زرینی در تاریخ کشور باشد به وقوع گستردهترین چالشهای سیاسی در سه دهه جمهوری اسلامی بدل شد»
این تشکل دانشجویی همچنین با بیان اینکه «عدهای نمیخواهند نقد و فعالیت سیاسی در کشور وجود داشته باشد» تاکید کرد: «انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران لازم میداند تا ضمن اعتراض به صدور حکم محاربه برای رییس پیشین دانشگاه تهران؛دکترمحمدملکی و عضو مظلوم انجمن اسلامی دانشگاه دامغان؛ محمدامین ولیان، هشدار دهد صدور اینگونه احکام و در پیش گرفتن این رویه غیرمعقول در برخورد با منتقدین- با توجه به مخالفتهای مراجع بزرگوار و حقوقدانان مطرح- نه ازمنظر شرع مقدس اسلام قابل تایید است و نه از جنبه قانونی موجه»
«این روزها در حالی به پایان سال نزدیک می شویم که در ماه های گذشته حوادث سترگی را در ایران سبز تجربه کرده ایم؛ از برگزاری حساسترین انتخابات که می رفت تا برگ زرینی در تاریخ کشور باشد تا وقوع گسترده ترین چالش های سیاسی در در سه ساله جمهوری اسلامی …
همه و همه اما گذشت و روزهای اخیر آنطور که نشان داده شد میرفت تا سرآغاز وحدتی مجدد در کشور باشد و ثبات و امنیتی دگرباره را تجربه کنیم، اما انگار تساهل و تسامح در تارک ذهن اقتدارگرایان حاکم جایی برای گفت و گو و کوتاه آمدن نمیگذارد…
در روزهای اخیر شواهد و قرائن از آرامتر شدن شرایط نا آرام کشور خبر می داد اما متاسفانه انگار قرار نیست اصولگرایان بر تارک قدرت، جایی برای موجودیت منتقد اصلاح طلب باقی بگذارند و دردمندانه کمر همت به پیش روی تا حذف کامل آنها برای همیشه بسته اند.اصلاح طلبانی که بارها و بارها به یکی از دوبال نظام سیاسی کشور تعبیر شدهاند.
اخبار بدی به گوش میرسد و اتفاقات ناگواری در جریان است: از صدور حکم اعدام برای یک دانشجوی عضو انجمن اسلامی و همچنین رئیس پیشین دانشگاه تهران تا تهدیدات نامبارک مرد شماره یک جامعه دانشگاهی به اخراج دانشگاهیان غیرهمسو!
سوال اینجاست که مگر امروز چه چیزی جزیبات و آرامش برای کشور لازم است؟ آیا نمی خواهند نقد و فعالیت سیاسی در چارچوب قانون و بدون خشونت دوباره همچون گذشته تجربه شود؟ اگر این را نمی خواهند پس چرا فریاد «قانون، قانون»شان گوش فلک را کر کرده؟ و اگر می خواهند پس چرا به رفتارهای بی قاعده، غیرمدنی و ناشیانه خود ادامه می دهند و مسیر بازی را با سیاست ها، اقدامات و موضع گیری های غیراصولی خود از ریل قانون خارج می کنند؟
بارها و بارها مقام معظم رهبری بر تحقق قانون در همه امور تاکید داشته اند اما امروز شیطنت های برخی از مسوولین متاسفانه فضا را از پیش روی به سوی استقرار قانون دور نموده است.
چرا در حالی که ادعای اسلام و قانونشان در رسانه های انحصاری(صداوسیما) جایی برای امر دیگری باقی نگذاشته اما پیکان حملات به سوی کسانی گرفته شده که هم سبقه و رنگ و بوی مذهبی دارند و هم چارچوب فعالیتشان مورد تایید قانون است؟ چرا هنوز طعمه نیروها و نهادهای امنیتی، دانشجویان بی گناهی هستند که در تشکل قانونی (انجمن اسلامی دانشگاه) اعتقاد خود را به قانون و اسلام ثابت کرده اند؟ تشکلی که اعتقاد به اسلام و ولایت مطلقه فقیه از نخستین اصول مورد پذیرش اعضای آن است، و امروز متاسفانه اعضای آن مورد هجمه قرار می گیرند؛ محمدامین ولیان به راحتی به محاربه محکوم می شود! محمدعلی رفیعی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران نیز بیش از یکماه است که درزندان بسر می برد و این درحالیست که مدت زیادی از آزادی سیدمجتبی هاشمی دگر عضو شورای مرکزی این تشکل پس از تحمل دوماه انفرادی نمی گذرد!
امروزحتی خبر از محارب بودن کسانی چون استاد محمدملکی میشنویم! استادی که از مبارزین و زندانیان پیش از انقلاب بود و پس از انقلاب نیز در دورانی سخت مدیریت شایسته ای بر دانشگاه تهران اعمال کرد. استاد مظلوم دکتر میردامادی مدرس علوم سیاسی دانشگاه تهران ماههاست که در بند به سر می برد! کسی که سالهای سال است که چهره او را به عنوان پیشرو دانشجویان خط امام در تسخیر لانه جاسوسی به یاد داریم.
جناب وزیر علوم این روزها تهدید می کنند که دانشگاهیان غیرهمسو را اخراج می کنیم.باید از ایشان پرسیدکه آیا اینگونه می خواهند کرسی های آزاداندیشی مورد تاکید رهبر بزرگوار را تحقق بخشند یا اینکه می خواهند سخن شهید مطهری را عملی کنند که حتی مارکسیستها نیزباید دارای کرسی تدریس در دانشگاه ها باشند؟! چرا وزیری که باید همچون پدری سایه حمایت خود را بر سر دانشگاهیان بگستراند اینگونه تیز زبان به تهدید می گشاید؟
سوال اینجاست که تا کی دانشگاه و دانشجو باید مظلوم بماند و تاوان نقد و اعتراض را با زندان و احکام سنگین بدهد؟ آنها که محاربه را به آسانی به افراد دلسوز و بی گناه نسبت می دهند مگر استنادشان به سخنان مرجع بزرگوار آیت الله مکارم شیرازی نبود، پس چرا هنوز که وی و دو مرجع تقلید دیگر آیات عظام صانعی و بیات زنجانی نسبت به این نوع قضاوت و صدور حکم محاربه اعتراض کرده اند، حاضر نیستند اشتباه خود را بپذیرند و از تندروی در برخورد با منتقدین عقب نشینی کنند؟ مگر مرجع بزرگوار آیت الله مکارم شیرازی خواستار عفو برای این جوانان نشدند؟
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران لازم میداند تا ضمن اعتراض به صدور حکم محاربه برای رییس پیشین دانشگاه تهران؛دکترمحمدملکی و عضو مظلوم انجمن اسلامی دانشگاه دامغان؛ محمدامین ولیان، هشدار دهد صدور اینگونه احکام و در پیش گرفتن این رویه غیرمعقول در برخورد با منتقدین- با توجه به مخالفت های مراجع بزرگوار و حقوقدانان مطرح- نه ازمنظر شرع مقدس اسلام قابل تایید است و نه از جنبه قانونی موجه. نتیجه ی اینگونه اقدامات نیز جز ملتهب کردن فضای جامعه نخواهد بود. ضمنا شایسته است جناب دانشجو، وزیر علوم نیز این نکته را مورد توجه قرار دهند که در هر جامعه مدنی این دانشجو و دانشگاهی است که سردمدار نقد و اصلاح وضعیت موجود در آن کشور است و لذا (تحمل نقد و آستانه تحمل بالا) لزوم مناصب حساسی چون ریاست وزارت علوم است، چنانچه این اصل مورد توجه قرار نگیرد و برخلاف تجربه گذشته سعی بر حاکم نمودن فضای سکوت و رخوت در دانشگاه شود، این سیاست کارساز و منتج نخواهد بود و و در دانشگاه عملی نخواهد شد.»
بیانیه اعلام موجودیت جمعیت آزادی زنان ایران (هیت موسس)
زنان در طول تاریخ تمدن بشری همواره تحت ستم و تبعیض بودهاند، اما ما امروز در قرن ۲۱ و عصر ارتباطات و دهکده جهانی از ستم و تبعیض بر علیه زنان سخن میگوییم و بر این باوریم تبعیض و نابرابریهای موجود بر علیه زنان صرفن ناشی از پیشینه تاریخی ستم بر زن نبوده و از نظر ما این حاکمیت مناسبات ضد انسانی سرمایهداری بر سرنوشت بشریت امروز است که ستم و تبعیض بر علیه زنان را از اشکال به ظاهر قابل تحمل آن در جهان غرب تا شنیعترین اشکال آن در جهان سوم باز تولید میکند.
سیستم سرمایهداری در ایران و برخی دیگر از کشورها با قانونیکردن تبعیض جنسیتی و رسمیت بخشیدن به آن در تمامی شونات زندگی خانوادگی و اقتصادی و اجتماعی، زنان را به بردگان جنسی و به نیمه انسانهایی تبدیل کرده است که هیچ حقی بر سرنوشت خود بمثابه یک انسان ندارند. آنان بدون داشتن کمترین حق انتخاب واقعی در زندگی و تنها برای برخورداری از معاش و سرپناه و تامین حداقل بسیار ناچیزی از امنیت برای بقا، تن به ازدواجهای قرون وسطایی میدهند و تمام عمرشان ناچار به تحمل شکنجهها و خشونتهای آشکار و پنهان هستند و هنگامی که برای خاتمه دادن به زندگی مشترک غیر قابل تحملشان قصد جدایی و طلاق دارند از کمترین حقوقی برخوردار نیستند و آنان را همانند بردهای از فرزندانشان جدا میکنند.
رسمیت بخشیدن به تبعیض جنسیتی از طریق قوانین و از طریق بال و پردادن به سنتهای عقب مانده زنستیزانه، زنان را به مثابه یک انسان در ایران در چنان شرایط جهنمیایی قرار داده است که علاوه بر غیرقابلتحملبودن زندگی خانوادگی و گسترش پدیده خودسوزی در میان زنان و فرار دختران کم سن و سال از خانه، اکثریت عظیمی از زنان با دستمزدهای بسیار ناچیز در شرایط طاقتفرسایی مشغول بکارند و همواره به عنوان لشکر ذخیره عظیمی از نیروی کار بسیار ارزان بمثابه اهرم فشاری جهت تحمیل بردگی بیش از پیش بر کارگران شاغل بر بالای سر آنان قرار داده میشوند و چه بسیار زنانی که از سر استیصال و درماندگی برای گذران زندگی و دهها دلیل روشن و پنهان دیگر، در خیابانها و در شرایط ناامن دست به تنفروشی میزنند و با اسیر شدن در باندهای مافیایی مورد وحشیانهترین استثمار جنسی قرار میگیرند و دستآخر زمانی که پای دولت و سنتها به عنوان مدعیان و حافظان اخلاق و ناموس در جامعه به میان میآید آنان مورد سبعانهترین مجازاتها و خرد کنندهترین تحقیرها قرار میگیرند. این زندگی برای زنان به مثابه نیمی از جمعیت ایران یک زندگی به غایت ضد انسانی است و باید به آن خاتمه داده شود.
از همین رو از نظر ما مبارزه برای خلاصی زنان از تمامی تبعیضات و نابرابریها یک مبارزه زنانه و مربوط به زنان نیست، بلکه مبارزهای است انسانی برای رهایی کل بشریت از هر نوع ستم و تبعیض و نابرابری.
ما زنان و مردان متشکل در جمعیت آزادی زنان ایران(هیت موسس) با هدف پیشبرد مبارزهای متحد و متشکل برای رهایی زنان از هر نوع ستم و تبعیض جنسیتی، فوریترین خواستهای خود را به شرح زیر اعلام میداریم و از عموم زنان و مردان و جوانان دختر و پسر میخواهیم با پیوستن به صفوف ما، جنبش زنان ایران را که امروزه در پیشاپیش اعتراضات آزادیخواهانه و برابریطلبانه مردم ایران قرار دارد به جنبشی بیش از پیش قدرتمند و سازمانیافته برای پایان دادن به تبعیض جنسیتی و خلاصی مردم ایران از هر نوع نابرابری و ستم و اختناق تبدیل کنند.
۱٫ لغو کلیه قوانین تبعیضآمیز نسبت به زنان و مقابله با تمامی سنتهای زنستیزانه و تضمین برابری کامل و بیقید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی شونات زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی.
۲٫ به رسمیت شناختهشدن حق زنان بر بدن و روح خویش، لغو حجاب اجباری و آزادی پوشش، ممنوعیت صیغه و تعدد زوجات، آزادی انتخاب همسر وحق بیقید و شرط جدایی، برابری کامل حقوق و وظایف زنان و مردان در امر تکفل و سرپرستی فرزندان در قبل و بعد از جدایی و آزادی انتخاب گرایش جنسی.
۳٫ لغو جداییسازیهای جنسیتی و رفع خشونت علیه زنان در تمام عرصههای زندگی خانوادگی و اجتماعی و جرم شناخته شدن ختنه دختران، قتل ناموسی و حجاب کودکان.
۴٫ برچیده شدن فوری مجازات شنیع سنگسار، اعدام و تمامی مجازاتهای قرون وسطایی.
۵٫ از آنجا که طبق قوانین زنستیزانه در ایران، زنان خانهدار در گروه شاغلین و یا جزو آمارهای بیکاری کشور به حساب نمیآیند ما خواهان تامین کار برای این دسته از زنان، مزد برابر در ازای کار برابر برای زنان و بر قراری بیمه بیکاری مکفی برای زنان خانهدار و بیکار و تمامی افراد بالای ۱۸ سال آماده بکار هستیم.
۶٫ جدایی کامل دین از دولت، آموزش و پرورش و کلیه قوانین مربوط به اداره جامعه.
۷٫ آزادی بیقید و شرط بیان، عقیده، تشکل، اعتصاب، اعتراض، تجمع و تحزب.
۸٫ آزادی بیقید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی.
۹٫ محاکمه کلیه دستاندرکاران و آمرین و عاملین جنایات سه دهه گذشته.
نابود باد تبعیض جنسیتی
زنده باد آزادی و برابری
جمعیت آزادی زنان ایران (هیت موسس)
loading...
loading...
نسخه چاپی این برگه



دیدگاه های شما