مرداد ۰۴

به خانواده های داغدار زندانیان سیاسی, به بازماندگان آن دوران خاکستری،

به چهارمین گردهمائی سراسری زندانیان سیاسی در گوتنبرگ

آخرین کلام ها، وصیتنامه و یادها از اعدام شدگان

دیدی دیشب چه طور همه شون رو به درک واصل کردیم؟

ولی حاج آقا اینا که مجاهد نبودن!

همه شون ملحد و کافر بودن

اینا از اون ها پدر سوخته ترن… اگه دستشون برسه بهتر از اون ها عمل نمی کنن

کپی و انتشار این مجموعه  با ذکر منبع (سایت گزارشگران )   آزاد است.

http://www.gozareshgar.com

گرداوری و تنظیم : بهروز سورن

داس بدست, قداره به کمر, بر ماشه ها چکاندند . چند نفره و یا با ماشین, چند تا چند تا  طناب دار نازنین های کشورمان را کشیدند واینچنین دورانی سیاه و مرگ آور را برجای گذاشتند.

وظیفه ای خطیر بر دوش تمامی آزادگان سنگینی میکند و آنهم  ثبت اسنادی تاریخ خونبار سی و چند ساله حاکمیت جمهوری اسلامی است که بنام خدا و ولایتش بر زمین چه جنایت ها که نکردند و چه خونها که نریختند. سی و چند سال تاختند و توحشی هولناک را بر زندگی شرافتنمند ترین انسانها مستولی ساختند.

مردن تحت حاکمیت مذهبی بواسطه گستردگی آن امری روزمره تلقی شده است. هم از اینرو بسیاری از بازماندگان آندوران سیاه و غم انگیز از زنده بودن و رهائی خود چنانچه آنرا رهائی بنامیم, رضایت ندارند. در کنار یاران بودن و ماندن را دوست داشتند.

فریاد میزد که:

من باید به زندانبان بگویم که مرا فراموش کرده اند!

او هم میخواست تا در کنار یارانش آرام بگیرد. با یاران بودن در همه حال, یکی برای همه و همه برای یکی….

عمقی برای جنایات رژیم نمیتوان تصویر کرد. تاثیرات ابعاد گسترده کشتارهای انسانی در دهه شصت و بویژه تابستان ۶۷ هنوز ادامه دارد. انبوهی از خانواده ها, فرزندان, زنان و مردان هنوز میپرسند؟

جرمشان چه بود و چرا؟

چگونه کشته شدند؟

کجا و چه زمانی؟

چه روزی میتوانیم بیشترین اشک را برای عزیزانمان بریزیم و به دیدارشان برویم؟

واپسین نوشته هایشان؟ آرزوهایشان؟ پیام هایشان؟

چه کسی تیرخلاص به قامت بلندشان زد و یا طناب دار آن عزیزان را کشید؟

کدام چهره توانست غنچه های ما را به دیار نیستی بفرستد؟

ادامه مطلب …»

نسخه چاپی این برگه نسخه چاپی این برگه

نوشته ای از فرزاد سلطانزاده نادری